خرسی خانم در کلاس اول

اگر فرزندتان شش هفت ساله‌ است، ممکن است وقتی خودتان در این سن بوده‌اید، فیلم گلنار را در سینما یا تلویزیون دیده باشید یا حداقل نوار صوتی آن فیلم را شنیده باشید. در آن صورت، خرسی خانم را می‌شناسید و می‌دانید در جنگلی که او زندگی می‌کرد، مدرسه‌ای نبود که او بخواهد به کلاس اول برود.

بله. آن خرسی خانم سال‌هاست  که همراه آقا خرسه از آن جنگل رفته است. منظورمان آن یکی خرسی خانم است که خرما دارد. همان که داستانش را در کتاب سواد خواندن کلاس اول  (درس یازدهم) می‌خوانید. ماجرای خرسی خانم و خرما و زنبورها و عسل ماجرای بامزه‌ای‌ست. از خواندنش لذت می‌بریم و برای روانخوانی کلاس اول هم بسیار خوب است. البته قبل از آن باید در  روخوانی  کلاس اول هم کار کرده باشید.

داستان خرسی خانم و سایر داستان‌های کتاب سواد خواندن، کمِ کم  شش فایده برای دانش‌آموز  دارد:

– از خواندن داستان‌ها لذت می‌برد

– از این‌که خودش می‌تواند بخواند لذت می‌برد

 – روخوانی  را تقویت می‌کند

– باعث افزایش توانایی در روانخوانی می‌شود

– سواد خواندن هم افزایش می‌یابد (درک و استنتاج و تفسیر و ارزیابی کردن از متن بیشتر و بهتر می‌شود.)

– و بالاخره این که هنگام مرور کلاس اول برای پایه دوم بسیار به او کمک می‌کند.


خلاصه شاهنامه کودکان دبستانک

خلاصه ۳۰ کتاب شاهنامه دبستانک

خلاصه ای از داستان‌های شاهنامه برای کودکان دبستانی

(از آغاز اسطوره‌ها تا انتهای بخش پهلوانی‌ها)

درود بی‌پایان به نام و یاد فردوسی ِ بزرگ

انتشارات دبستانک ۳۰ کتاب شاهنامه کودکان دارد که کار با آنها موجب تقویت درک مطلب دانش آموزان دبستانی می شود. در ادامه خلاصه ی این ۳۰ کتاب را میخوانیم. این ۳۰ کتاب بهترین کتاب شاهنامه برای کودکان هستند زیرا واژگان آن ها دقیقا مطابق واژگانی است که در هر پایه در کتابهای درسی خود می خوانند. این ۳۰ کتاب شاهنامه برای کودکان برای شش پایه دبستانی منتشر شده اند که در ادامه می بینیم.

شاهنامه‌ی دبستانک– اول دبستان

نوشته شده با کلمه‌های کتاب‌‌های درسی اول

۱٫ آغاز ایران

کیومرث اولین کسی بود که شاه جهان شد. همه‌ی حیوانات و جانوران از کیومرث‌شاه اطاعت می‌کردند. کیومرث و مردمش به کوه رفتن و در آن‌جا خانه ساختند. او شاه بسیار خوبی بود.

کیومرث پسری به نام سیامک داشت. اهریمن و دیوزاد با شاه دشمن بودند. برای همین دیوزاد به جنگ سیامک رفت. لباس همه‌ی مردم در آن زمان از پوست پلنگ بود و لباس مخصوص جنگ نداشتند. به همین علت در این جنگ شکست خوردند و دیوزاد توانست سیامک را از بین ببرد. سیامک پسری به نام هوشنگ داشت. هوشنگ برای گرفتن انتقام پدرش این بار با تجهیزات بهتری به جنگ دیوزاد رفت و توانست او را از بین ببرد. مدتی بعد کیومرث‌شاه از دنیا رفت و هوشنگ به پادشاهی رسید.

۲٫ آتش و نوشتن

در زمان هوشنگ، ایرانیان چیزهای بیشتری یاد گرفتند یاد گرفتند و توانستند با آتش خود را در سرما حفظ کنند و با کمک آن آهن را از سنگ جدا کنند و ابزارهای خوبی بسازند. در زمان هوشنگ کشاورزی و دامداری هم پیشرفت‌های زیادی کردند و مردم توانستند خیلی کارهای دیگر انجام دهند.

پس از هوشنگ، پسرش طهمورث شاه شد. در زمان طهمورث نیز کارهای نیک بسیاری انجام شد. و او در دامداری و کشاورزی کارهای پدرش را ادامه داد و زندگی بهتری برای مردم فراهم کرد اما می‌دانست که باید تکلیف اهریمن را روشن کند. طهمورث برای از بین بردن اهریمن به جنگ او رفت و توانست اهریمن را به بند کشد و  از بین ببرد. او هم‌چنین توانست دیوهای بسیاری را زندانی کند. وقتی طهمورث تصمیم گرفت دیوهای زندانی شده را از بین ببرد، دیوها به او گفتند اگر آن‌ها را زنده بگذارد به او کار مفیدی یاد می‌دهند. سپس دیوها خواندن و نوشتن را به طهمورث آموختند. طهمورث پس از سی سال پادشاهی از دنیا رفت.



شاهنامه‌ی دبستانک – دوم دبستان

نوشته شده با کلمه‌های کتاب درسی دوم (و اول)

۳٫ در اوج پیشرفت

بعد از طهمورث دیوبند، فرزندش جمشید به پادشاهی رسید. در زمان جمشید هر روز ایران پیشرفت می‌کرد و چیز تازه‌ای ساخته می‌شد و مردم سال‌ها در آرامش و آسایش بودند. پس از انجام کارهای مفید که تاثیر خوبی در سرزمین ایران گذاشته بود، جمشید چند کار دیگر نیز کرد. از جمله تهیه‌ی انواع لباسبرای کارها و مراسم و محل‌های مختلف. او هم‌چنین برای بهتر انجام شدن هه‌ی کارها مردم را به چهار گروه روحانیون، جنگاوران، کشاورزان و صنعتگران تقسیم کرد و برای هر یک وظایف و کارهایشان را شرح داد. پس از مدتی آن‌قدر پیشرفت‌ها زیاد شد که جمشید گمان برد همه‌ی آن‌ها در اثر اوست.

۴٫  غرور و تباهی

در زمان جمشید، پادشاه درستکار و با ایمانی به نام مرداس در دشت‌های پهناور دور از ایران حکومت می‌کرد که پسری به نام ضحاک داشت. پسرش که آرزوی پادشاهی داشته با وسوسه‌های شیطان فریب خورد و پدرش را از بین برد تا شاه شود. شیطان او را رها نکرد و در زمان‌های مختلف خود را به شکل‌های متفاوتی درآورد و کارهایی کرد که در نتیجه‌ی آن‌ها ضحاک قدرتمند شود اما سرانجام با بوسه‌ی شیطان که به شکل آشپز درآمده بود، از شانه‌های ضحاک مارهایی روییدند که خوراکشان در هر روز مغز دو جوان بود. در همین زمان به دلیل غرور جمشید و کارهایش مردم از او روی‌گردان شدند و ضحاک فرصت را برای حمله به ایران و حکومت بر این سرزمین غنیمت شمرد. جمشید پس از ۷۰۰ سال پادشاهی فرار کرد و ضحاک به جای او نشست.

۵٫ ظلم هزارساله

در حکومت بسیار طولانی ضحاک، هر روز دو جوان می‌مردند تا خوراک مارهای او شوند. دو آشپز او، ارمایل و گرمایل تدبیری کردند که هر روز یکی از جوان‌ها زنده بماند. ضحاک شبی خوابی دید که به تعبیر خواب‌گزاران، خبر تولد نوزادی به نام فریدون بود که روزی او را از حکومت کنار می‌زند.

ماموران ضحاک به دنبال فریدون همه جا را جست‌وجو کردند و پدرش را هم کشتند و نیز گاوی که به او شیر داده بود. اما به دلیل زیرکی فرانک مادر فریدون که مدام جای او را عوض می‌کرد، فریدون زنده ماند و بزرگ شد و به انتظار روزی نشست که ضحاک را به سزای کارها و جنایاتش برساند.

۶٫ قیام کاوه‌ی آهنگر

ضحاک در ترس از آمدن فریدون روزگار می‌گذراند. تصمیم گرفت نامه‌ای را در گواهی درستکار بودن خودش از بزرگان و مردم بگیرد. بسیاری از ترس، نامه را امضا کردند. روزی ناگهان کاوه‌ی آهنگر با داد و فریاد وارد کاخ شد. همه‌ی پسرانش به جز یکی خوراک مارها شده بودند و آمده بود تا آخرین پسرش را نجات دهد. ضحاک دستور داد پسرش را به او بدهند و او خواست تا آن نامه را امضا کند. اما کاوه با فریاد بلند نامه را پاره کرد و همراه پسرش بیرون رفت و به سوی بازار آمد و مردم را به قیام علیه ضحاک دعوت کرد. پیش‌بند چرمی‌اش را نیز بر سر نیزه‌ای زد و چون پرچم بالای دست گرفت. همه‌ی مردم در تایید و حمایت او جمع شدند و به تدریج تعدادشات بسیار زیاد شد. کاوه که جای فریدون را می‌دانست آن‌ها را به سوی کوه برد و همراه با جوانان نجات یافته توسط دو آشپز به سوی محل فریدون رفتند و او را به پادشاهی دعوت کردند. فریدون پس از مشورت با  مادرش و تهیه‌ی مقدمات کار، همراه با سپاه مردم به راه افتاد و به سوی محل ضحاک رفت و آن‌جا را گرفت. سپس ضحاک را که مخفیانه به کاخ بازگشته بود به بند کشید و در کوه زندانی کرد. مردم دسته دسته آمدند و پادشاهی او را تبریک گفتند.

۷٫ فریدون و پسرانش

فریدون به پادشاهی رسید و سال‌ها با مردم به نیکی رفتار کرد. او سه پسر داشت. برای آنان سه دختر شاه یمن را به زنی گرفت و سپس سرزمینش را میان سه پسر خود تقسیم کرد. روم و خاور را به پسر بزرگتر، سلم بخشید و توران را به پسر دومش، تور داد و ایران را که مهمترین بخش سرزمینش بود به شجاع‌ترین و بهترین پسر خود ایرج بخشید. بعد از این تقسیم، دو برادر بزرگتر که حکومت ایران را حق خود می‌دانستند تصمیم گرفتند ایرج را از سر راه خود بردارند. او را به میهمانی فراخواندند و با ناجوانمردی از پادرآوردند. فریدون از خدا درخواست کرد تا پسری از نژاد ایرج انتقام او را بگیرد. او دختر ایرج را به همسری پسر برادرش درآورد و فرزند او منوچهر را که بسیار شبیه ایرج بود، تربیت کرد تا جوانی رعنا شد و با سپاهی بزرگ به قصد سلم و تور حرکت کرد.

۸٫ داستان سیمرغ

بعد از مرگ مظلومانه‌ی ایرج، نوه‌اش منوچهر توانست در چند جنگ بزرگ بالاخره انتقام پدربزرگش ایرج را از سلم و تور بگیرد. بعد از این ماجرا، فریدون از دنیا رفت و پادشاهی ایران به دست منوچهر رسید. آغاز دشمنی ایران و توران که بیشترِ داستان‌های شاهنامه را تشکیل می‌دهد به دلیل همین ماجرای کشته شدن ایرج و انتقام‌گیری منوچهر است. در همین زمان یکی از پهلوانان ایرانی به نام سام، صاحب پسری شد که تمام موهای بدن او سفید بود. سام از ترس بدنامی این فرزندش را در کوه‌ها رها کرد. مرغ افسانه‌ای شاهنامه، «سیمرغ» کودک رها شده را پیدا و نزد خود نگه‌داری کرد تا این‌که او بزرگ شد. مدت‌ها بعد سام از کار خود پشیمان شد و به دنبال فرزندش رفت. آوازه‌ی زال که سیمرغ او را دستان نام نهاده بود، همه جا پراکنده شد. وقتی سپاه سام به کوه رسید، دستان نمی‌خواست سیمرغ را ترک کند اما به اصرار سیمرغ، به سوی پدرش رفت و به شهر آمد. سیمرغ از پرهای خود کند و به او داد تا هرگاه نیاز داشت آن‌ها را در آتش بیاندازد و سیمرغ ر فراخواند. زال را که لباس‌های زیبا و شایسته پوشیده بودند نزد منوچهر بردند. شاه از او بسیار خوشش آمد و به سام دستور داد همه‌ی فنون جنگ و پهلوانی را به او بیاموزد.

سام نیز او را به زابلستان برد و به افراد باتجربه و آگاه و دانشمند و جنگ‌جو سپرد تا به بهترین شکل پرورش یابد.

۹٫ زال و رودابه

زال به عنوان حاکم زاولستان با افرادش به سرکشی قلمروی خود پرداخت. در جریان همین سفرها به کابل رسید و با مهراب حاکم کابل  که از نسل ضحاک بود دیدار کرد و در همان سفر عاشق دختر مهراب، رودابه شد و به او قول داد هر طور شده منوچهرشاه را راضی می‌کند که با ازدواج آن‌ها موافقت کند. در این میان، سام در جنگ با دیوها پیروز شد. منوچهر که سخت با ازدواج این دو مخالف بود پس از پیروزی سام به او گفت که به کابل برود و مهراب و خانواده‌اش را از میان بردارد. اما زال جلوی لشکر سام ایستاد و گفت باید از روی پیکر بی‌جان من عبور کنید و به کابل بروید و یادش آورد آن‌چه را در نوزادی با او کرده بود. از سوی دیگر  مادر رودابه با هدایایی به نزد سام رفت آمد و خواست تا فقط او را که از نوادگان ضحاک است قربانی کنند. سام که می‌دانست حق با زال است او را به نزد شاه فرستاد. منوچهر پس از شنیدن حرف‌های زال و نیز شنیدن پیش‌بینی‌ها درباره‌ی پسری که خواهند داشت، رضایت داد آن‌ها با هم ازدواج کنند.



شاهنامه‌ی دبستانک – سوم دبستان

نوشته شده با کلمه‌های درسی کتاب‌های درسی سوم (و اول و دوم)

۱۰٫ پهلوان همیشه پیروز

به دنیا آوردن فرزند برای رودابه سخت شد. زال که در جنگ‌ها از سیمرغ کمک نخواسته بود، اینک که وضع دشوار  رودابه را دید، از سیمرغ کمک خواست. با راهنمایی او توانستند پهلوی مادر را بشکافند و نوزاد را بیرون آورند. رودابه نامش را رستم گذاشت. دلاوری‌های رستم و رشد بی‌مانند او از کودکی‌اش شروع شد.

منوچهر پیش از مرگ، پسرش نوذر را به جانشینی‌ خود برگزید.پس از چندی سام پهلوان نیز از دنیا رفت. پشنگ، شاه توران که می‌خواست از فرصت مرگ‌ سام استفاده کند، پسرش افراسیاب را به جنگ ایران فرستاد اما ایرانیان به مقابله برخاستند و از عهده‌ی آن نیز برآمدند. اما تورانیان توانستند نوذر را که به حرف‌های قارن (پسر کاوه‌ی آهنگر) گوش نکرده بود به اسارت بگیرند.

۱۱٫ جنگ‌های ایران و توران

پس از مرگ سام وقتی زال به مازندران رفته بود، افراسیاب سپاهی را به زابلستان فرستاد اما به تدبیر مهراب (پدرزن زال) توانست زمان لازم برای خبر کردن زال بیابد. زال باخبر شد و به زابل بازگشت و در جنگ سختی، شکست بزرگی بر تورانیان وارد کرد. سپاهیان شکست خورده‌ی توران هنگام فرار به سپاه قارن رسیدند و بیشترشان از بین رفتند. چون خبر به توران بردند افراسیاب خشمگین به تلافی، سر نوذر را از تن جدا کرد اما با نیک‌اندیشی اغریرث برادر افراسیاب، نزدیکان نوذر از مرگ نجات پیدا کردند. افراسیاب برادر خود را به تلافی آن کار از بین برد. پشنگ شاه توران نیز به تلافی آن، افراسیاب را از خود راند. زال و پهلوانان دیگر، برای جانشینی نوذر، پسرانش را مناسب ندانشتند و به دنبال شخص دیگری به نام زو رفتند که از نژاد فریدون بود و او کهن‌سال اما بسیار دانا بود جانشین نوذر کردند و او به جنگ‌ها خاتمه داد. پس از مرگ زو پسرش گرشاسب به شاهی رسید و ۹ سال حکومت کرد و در زمان او نیز صلح برقرار بود اما پس از مرگ او، دوباره تورانیان به جنگ برخاستند. در ایران با جست‌وجوهای زال، ایرانیان کی‌قباد را یافتند که از نژاد فریدون بود تا بر تخت شاهی بنشیند. رستم پس از آن‌که گرز و اسب دل‌خواه خود را یافت، با سپاه ایران به جنگ افراسیاب و لشکریان بی‌شمارش رفت و نزدیک بود افراسیاب را اسیر کند، که از دست او گریخت. اما سپاه توران با تلفات بسیار ناگزیر به فرار شد.

۱۲٫ هفت‌خان (خوان) رستم

ایرانیان شکست سختی بر تورانیان وارد کردند. تورانیان ناگزیر فرار کردند و ایرانیان آماده‌ی حمله به توران بودند. افراسیاب نزد پدر رفت و پشنگ را نکوهش کرد که پیمان صلح با ایران (در زمان زو) را شکسته است. پشنگ از تغییر رفتار افراسیاب تعجب کرد اما مجبور شد به توصیه‌ی او که از قدرت ایرانیان گفت، نامه‌ای برای کی‌قباد بفرستد تا صلح کنند. رستم مخالف صلح بود اما کی‌قباد او را راضی کرد و کمی بعد، صلح برقرار شد تا از خون‌ریزی بیشتر جلوگیری کنند.

پس از کی‌قباد که صد سال با آرامش و قدرت حکومت کرد، نوبت به پسرش کی‌کاووس رسید که دوراندیشی و خرد چندانی نداشت. چندی بعد او با شنیدن داستان‌هایی از شکوه و سرسبزی مازندران تصمیم گرفت به آن‌جا لشکرکشی کند و نصیحت‌های زال و سایرین را گوش نکرد تا سرانجام به چنگ دیوان گرفتار شد. رستم به دستور زال ناگزیر شد از مسیری دشوار و پس از گذراندن هفت‌خان (شیر، بیابان سوزان، اژدها، جادوگر، سرزمین تاریکی، ارژنگ دیو و دیو سپید) به مازندران برود و کی‌کاووس و سایر پهلوانان را نجات دهد.

۱۳٫ جنگ هاماوران

کی‌کاووس پس از خلاصی از مازندران به همه جا لشکر کشید و همه‌ی سرکشان را سرکوب کرد تا این‌که شنید در مصر و هاماوران و شام شورش کرده‌اند. کی‌کاووس دشمنان را در جنگی سخت شکست داد و دختر شاه هاماوران را نیز به همسری گرفت. اما در یک مهمانی، غافل‌گیر و اسیر شد. افراسیاب از فرصت استفاده کرد به سرزمین بدون شاه ایران حمله کرد و بخش‌های وسیعی را تصرف کرد. رستم دوباره به کمک کی‌کاووس و ایران آمد و هم افراسیاب را شکست داد و هم کی‌کاووس را از زندان رهاند. پس از بازگشت آرامش به ایران، رستم به سمنگان رفت و در آن‌جا با تهمینه ازدواج کرد. حاصل آن ازدواج بسیار کوتاه، کودکی به نام سهراب بود که خیلی زود سرآمد هم‌نسلان خود و پهلوانان دوران شد. وقتی او چهارده‌ساله شد پهلوانی نیرومند بود. آن‌گاه نیز که از نشان و نژاد پدرش آگاه شد تصمیم گرفت به جست‌وجویش برود تا او را به جای کی‌کاووس، شاه ایران کند.

۱۴٫ برآمدن سهراب

وقتی افراسیاب از تصمیم سهراب آگاه شد، با ارسال کمک‌های فراوان او را به این کار تشویق کرد و دو نفر را نیز مامور کرد که نگذارند سهراب رستم را بشناسد. سهراب با هزاران سوار جنگی به سوی ایران تاخت و همه جا را به خاک و خون کشید. تهمینه برادر خود را نیز همراه سهراب فرستاده بود تا پدرش را به او بشناساند. کسی در جنگاوری حریف سهراب نمی‌شد. گردآفرید دختر دلاور و مرزبان ایرانی نیز با حیله از دست او گریخت و به پایتخت آمد. در کاخ کی‌کاووس همه ترسیده بودند و می‌گفتند فقط رستم می‌تواند از پس این پهلوان برآید. کی‌کاووس رستم را فراخواند. رستم، به دلایلی، دیر به کاخ آمد. شاه از دیر آمدن او خشمگین شد و رستم را رنجاند اما پس از قهر رستم و باقی بودن خطر سهراب و هشدار بزرگان سپاه به چاره‌جویی برآمد و از رستم دل‌جوئی و او را راهی میدان جنگ کرد. رستم شبانه به اردوی سهراب رفت تا این پهلوان را ببیند و در آن‌جا به‌ناگزیر دایی سهراب را که او را دیده بود از پا درآورد. از آن سو هم تورانیان و هم ایرانیان هر کدام با دلایل مختلف از دادن نشانی‌های رستم به سهراب خودداری کردند و او نتوانست پدرش را بشناسد.

۱۵٫ رستم و سهراب

سرانجام رستم و سهراب در برابر هم قرار گرفتند و به نبرد پرداختند. کشاکش آنان مدت زیادی طول کشید اما هیچ یک پیروز نشدند و با تن خسته به اردوگاه بازگشتند سهراب چند بار از رستم نام او را پرسید زیرا حدس می‌زد این پهلوانِ تنومند همان پدرش باشد اما رستم نیز نام خود را پنهان می‌کرد. روز اول سهراب توانست رستم را زمین بزند اما دچار حیله‌ی رستم شد و او را رها کرد. روز دوم رستم در جنگ پیروز شد و با خنجر پهلوی سهراب را درید و پس از آن‌که متوجه شد پسر خود را کشته است شیون و فریاد کرد. او از کی‌کاووس نوش‌دارو خواست اما کی‌کاووس‌شاه که می‌ترسید سهراب خوب شود و همراه رستم شود و دیگر کسی نباشد که جلوی آن‌ها را را بگیرد از دادن نوش‌دارو خودداری کرد. رستم به عزای پسرش نشست. پسری که هیچ‌کس در جهان توان مبارزه‌ی او را نداشت. به قول فردوسی: یکی داستان است پر آب چشم.



شاهنامه‌ی دبستانک – چهارم دبستان

نوشته شده با کلمه‌های درسی کتاب‌های درسی چهارم (و اول تا سوم)

۱۶٫ گذر از آتش و تاج

کاووس با دختری یکی از سرداران توران که از دست پدر فرار کرده بود، ازدواج کرد و از صاحب فرزندی شد که نامش را سیاووشگذاشتند. رستم از شاه اجازه خواست تا او را پرورش دهد و راه و رستم پادشاهی و پهلوانی و جوان‌مردی را به او بیاموزد. پس از سال‌ها، سیاووش به کاخ پدرش بازمی‌گردد و مورد استقبال همگان قرار می‌گیرد. دانایی و شجاعت او همه را خیره کرده بود. نامادری‌اش سودابه نیز بسیار شیفته‌ی او شد اما سیاووش از پذیرفتن خواسته‌ی سودابه خودداری می‌کند و او را که دختر شاه هاماوران است، دل‌سوزِ تاج و تخت ایران نمی‌داند. سودابه برایش مشکلات فراوانی ایجاد می‌کند و به او تهمت می‌زند. سیاووش ناگزیر از میان آتش می‌گذرد تا بی‌گناهیش را ثابت کند. اما با آن‌که سیاووش مانع از مجازات سوابه شده بود، حیله‌های سودابه پایان ندارد. تا این‌که سرانجام سیاووش به توران پناه می‌برد.

۱۷٫ سوگ سیاووش

سیاووش از همان ابتدا به دلیل شایستگی‌ها و سرشت نیکش با افراسیاب و وزیرش پیران ویسه که مردی نیک‌خواه است دوست می‌شود و پس از مدتی با جریره، دختر پیران ازدواج می‌کند و صاحب فرزندی به نام فرود می‌شود. پس از آن سیاووش، به توصیه‌ی پیران فرنگیس دختر افراسیاب را نیز به همسری انتخاب می‌کند. پیران ویسه همه کار می‌کند تا سیاووش در توران احساس راحتی کند. هدف او این است که پس از افراسیاب و کی‌کاووس سیاووش پادشاه هر دو کشور شود و جنگ‌های ایران و توران برای همیشه پایان یابد. سیاووش شهری با شکوه به نام خود در توران می‌سازد که تحسین همگان را برمی‌انگیزد. اما حسادت‌های دیگران در این‌جا نیز سیاووش را رها نمی‌کند. افراسیاب فریب صحنه‌سازی‌های برادرش گرسیوز را می‌خورد و با لشکرش به شهر سیاووش هجوم می‌برد و علیرغم زاری و التماس فرنگیس که باردار است، همسرش را از بین می‌برد.

۱۸٫ خون‌خواهی سیاووش ۱

فرنگیس از بدخواهی‌ها در امان نمی‌ماند. افراسیابب قصد کشتن دختر و نوه‌اش را دارد اما پیران ویسه، او را که فرزندی در شکم دارد، از مرگ نجات می‌دهد و به کاخ خود می‌برد و پس از تولد کی‌خسرو، او را به چوپانی می‌سپارد. بعدها پیران، کی‌خسرو را از نژادش آگاه می‌کند و به فرمان شاه، او و مادرش را به «سیاووش‌گرد» می‌فرستد. با تدبیر پیران، کی‌خسرو در نزد افراسیاب خود را به دیوانگی می‌زند تا افراسیاب احساس خطر نکند و از کشتن او منصرف شود. رستم تصمیم می‌گیرد به توران حمله کند و انتقام سیاووش را بگیرد. پس از سال‌ها جنگ گودرز در خواب سیاووش را می‌بیند و پسر خود گیو را در پیِ فرزند سیاووش، کی‌خسرو، به توران می‌فرستد. گیو، با جست‌وجوی فراوان موفق می‌شود کی‌خسرو را بیابد و همراه او و فرنگیس به سوی ایران می‌آیند. افراسیاب می‌خواهد جلوی آن‌ها را بگیرد اما افراد او نمی‌توانند از پس گیو برآیند و آن‌ها به سلامت و در استقبال باشکوه ایرانیان به کشور بازمی‌گردند. دیری نمی‌گذرد که کی‌خسرو شایستگی‌های خود را در برابر همه‌ی مدعیان برای فرماندهی بر لشکر (و سپس شاهی) به اثبات می‌رساند.

۱۹٫ خون‌خواهی سیاووش ۲

بار دیگر ایرانیان برای نابود کردن افراسیاب به توران حمله کردند. کی‌خسرو به توس فرمان داد سپاه را از راه کلاته نبرد (چون آن راه به قلعه‌ی برادرش فرود می‌رسید)، بلکه راه بیابان را در پیش بگیرد. اما توس از فرمان شاه سرپیچی کرد و از راه کلاته رفت. فرود، از آمدن لشکر برادرش خوشحال شد و به استقبالشان رفت. مادرش جریره نام دو نفر از دوستان سیاووش را به او داده بود تا با آن‌ها صحبت کند. اما علیرغم سخنان آن دو نفر و حرف‌های خود فرود، توس به دلیل حسادت قدیمی به سیاووش، دستور داد به قلعه‌ی فرود حمله کنند و همه را از پا درآورند.

۲۰٫ خون‌خواهی سیاووش ۳

سپاهیان ایران نتوانستند در جنگ با تورانیان به پیروزی‌ برسند و با دادن تلفات بسیار عقب‌نشینی کردند. وقتی خبر کشته‌شدن برادرش و شکست لشکر ایران به کی‌خسرو رسید، او خشمگین شد. توس را فراخواند تا سخت مجازاتش کند و فریبرز را به جای توس فرستاد. اما ایرانیان با فرماندهی فریبرز هم نتوانستند پیروز شوند و به ناچار بازگشتند. با پادرمیانی رستم بار دیگر توس فرمانده‌ی سپاه شد اما سپاهیان دوباره با سختی‌های فراوانی روبه‌رو در توران به محاصره‌ی تورانیان درآمدند.



شاهنامه‌ی دبستانک – پنجم دبستان

نوشته شده با کلمه‌های درسی کتاب‌های درسی پنجم (و اول تا چهارم)

۲۱٫ خون‌خواهی سیاووش ۴

سپاه ایران به کوه پناه برد. تورانیان می‌خواستند در آخرین یورش همه را از دم تیغ بگذرانند اما چون همیشه رستم به یاری لشکر ایران  رفت و با سپاهی کامل به سوی میدان جنگ شتافت. از آن سو، افراسیاب سپاه بزرگی را که از خاقان چین به کمک طلبیده بود برای کمک به سپاه توران فرستاد تا هم‌زمان رسیدن رستم و سپاه او، امید را به اردوی توران بازآورد. در روز جنگ، رستم و دلاوران ایرانی، سپاه چین را شکست دادند و پهلوانانش را از پای درآوردند. افراسیاب با هدایای فراوان از شاه پولادوند کمک خواست. رستم توانست پولادوند و سپاهش را نیز شکست بدهد. ایرانیان همه‌ی سپاه توران را در هم شکستند و وادار به فرار کردند.

 22. بیژن و منیژه

روزی در مجلس جشن شاه ، چوپانی به شکایت از موجودی مانند دیو آمد که گله را نابود کرده بود. کی‌خسرو، رستم را به نبرد به آن موجود فرستاد که بعدا معلوم شد «اکوان دیو» است. رستم پس از ماجراهای بسیار اکوان دیو را از پای درآورد. چندی بعد در بزم دیگری، مردم منطقه‌ای دیگر به بارگاه کی‌خسرو آمدند و از گرازهایی شکایت کردند که محصولاتشان را نابود کرده است. بیژن داوطلب شد و همراه گرگین به آن‌جا رفت و گرازها را از بین برد اما در اثر حیله‌ی گرگین، به نزدیک اردوگاه تورانیان رفت و منیژه، دختر افراسیاب را دید و پس از ماجراهایی به دست افراسیاب در چاهی زندانی شد منیژه نیز در کنار چاه به مراقبت از بیژن پرداخت. باز هم تنها کسی که می‌توانست کمک کند، رستم بود که با نقشه‌ای خود را به آن‌جا رساند و بیژن را پس از آن که قول داد گرگین را می‌بخشد، از چاه بیرون آمورد و نجات داد.

۲۳٫ یازده رخ

افراسیاب به ایران حمله‌ور شد اما کی‌خسرو از قبل آماده بود. گودرز، فرمانده‌ی ایران، ابتدا خواست کار را به مصالحه پیش ببرد اما نشد و جنگ شروع شد. تنی چند از پهلوانان کشته شدند. سران سپاه تصمیم گرفتند برای جلوگیری از خون‌ریزی بیشتر، یازده پهلوان از ایران با یازده پهلوان از توران بجنگند. در همه‌ی نبردها، ایرانی‌ها پیروز شدند و حتی توانستند مانع از فرار چند سردار تورانی نیز بشوند. پیران ویسه نیز در این جنگ کشته شد و گودرز پیکر او را با احترام و تشریفات در خاک گذاشت.

۲۴٫ نبرد شاهان

کی‌خسرو می‌دانست سرانجام نبرد اصلی و تعیین‌کننده میان او و افراسیاب روی خواهد داد. چنین نیز شد.

دو سپاه برابر هم صف‌آرایی کردند. نامه‌نگاری‌های افراسیاب که می‌خواست دل نوه‌ی خود را به دست آورد، نتیجه نداد. جنگ سختی درگرفت. فرمانده‌ی سپاه ایران رستم بود. تورانیان شکست سختی خوردند و سپاه ایران در توران به تاخت و تاز پرداخت. افراسیاب به جایی امن گریخت اما این بار کی‌خسرو مصمم‌تر از قبل به دنبال او به سرزمین‌های دور لشکر کشید و پس از ماجراهای فراوان به افراسیاب رسید.

۲۵٫ فرجام شاهان

افراسیاب آواره به کوهستانی پناه برده بود.  اما اسیر مردی شد و تحویل کی‌خسرو شد تا همراه برادر بدسرشتش به سزای عمل خویش برسند و ماجرایش برای همیشه تمام شود.

پس از آن تا سال‌ها، کی‌خسرو به آبادی سرزمین‌های ایران کوشید تا این که احساس کرد ممکن است کار او نیز مانند جمشید به غرور و خودبینی برسد. پس تصمیم گرفت از پادشاهی کناره بگیرد و لهراسب را جانشین خود کند. بزرگان مخالف هر دو کار بودند اما کی‌خسرو آن‌ها را قانع کرد و به دنبال کار خود رفت. چند تن ار پهلوانان تا آخر با او ماندند و به هشدارش برای بازگشت گوش ندادند تا این که دچار سرما و برف و طوفان شدیدی شدند و جان باختند.



شاهنامه‌ی دبستانک –  ششم دبستان

نوشته شده با کلمه‌های درسی کتاب‌های درسی ششم (و اول تا پنجم)

۲۶٫ تخت و بخت

گشتاسب از پدر می‌خواهد کنار رود تا او پادشاه شود. لهراسب نمی‌پذیرد. پس گشتاسب ابتدا به هند می‌رود که برادرش زریر می‌آید و او را باز می‌گرداند. گشتاسب اما قرار ایستادن نداشت. این بار به طور ناشناس از ایران به روم می‌رود.

او  می‌خواهد روی پای خود بایستد و شکوه و آوازه‌ای در خور خود بیابد.  اما هرچه می‌جوید کاری مناسب نمی‌یابد و همه جا او را می‌رانند. مرد نیک‌اندیش به او پناه می‌دهد و پس از مدتی به او پیشنهاد می‌کند به مجلس خواستگاری دختر قیصر برود. در میان همه‌ی بزرگان و شاهزادگان کتایون او را که جوانی ناشناس است انتخاب می‌کند و پایش می‌ایستد. قیصر که با این ازدواج مخالف است، هر دو را از قصر اخراج می‌کند. اما سرانجام گشتاسب با دلاوری‌های بی‌شمار شایستگی‌های خود را به اثبات می‌رساند و می‌تواند فرمانده‌ی لشکر روم ‌شود. قیصر با اتکا به زور و توان بی‌همتای گشتاسب، از همه‌ی کشورها درخواست باج می‌کند تا نوبت به ایران می‌رسد.

۲۷٫ آخرین پادشاه اسطوره‌ای

گشتاسب در رویارویی دو لشگر ایران و روم خود را می‌شناساند و همراه برادرش با استقبالی باشکوه به میهن برمی‌گردد و پادشاه ایران می‌شود. آوازه‌ی پادشاهی او همه‌ی سرزمین‌ها را فرامی‌گیرد و همه‌ی کشورها به او باج و خراج می‌دهند. پس از مدتی پیامبری به نام زردشت ظهور می‌کند. گشتاسب و سایر بزرگان و سپس مردم پیرو او می‌شوند. زردشت به گشتاسب می‌گوید ارجاسب پادشاه توران، ظالم و ستم‌کار است. گشتاسب فرمان می‌دهد تا سپاه ایران مهیای جنگ با تورانیان شود. اسفندیار، پسر گشتاسب با دلاوری‌ و شجاعتی مثال‌زدنی باعث پیروزی‌ ایرانیان می‌شود. باقی‌مانده‌ی سپاه توران نیز می‌گریزند اما سرداران و سپاهیان بی‌شماری از ایرانیان نیز کشته می‌شوند.

پس از مدتی کسی پشت سر اسفندیار و علیه او توطئه می‌کند. پادشاه حرف‌های فتنه‌گرانه‌ی او را باور می‌کند و  دستور می‌دهد اسفندیار را به بند بکشند و خود به زابل می‌رود و مشغول خوش‌گذرانی می‌شود. ارجاسب فرصت را مناسب می‌بیند. به ایران حمله‌ور می‌شود و مردمان بسیاری را می‌کشد و همه جا را ویران می‌کند. لهراسب پیر، شجاعانه به مقابله با آن‌ها می‌پردازد و مردانه می‌جنگد و سرانجام کشته می‌شود. همسر گشتاسب برایش پیکی می‌فرستد و او را بسیار سرزنش می‌کند. گشتاسب با افرادش باز‌می‌گردد. اما حریف سپاه توران نمی‌شوند. به ناچار و به توصیه‌ی وزیرش جاماسب، گشتاسب دستور آزادی اسفندیار را می‌دهد  تا به کمک او و سپاه ایران بیاید و به او قول پادشاهی می‌دهد. اسفندیار می‌آید و دلاورانه جنگ را به نفع ایران برمی‌گرداند. اما پس از پیروزی لشکر ایران، گشتاسب بدعهدی می‌کند. در حالی که ارجاسب خواهران اسفندیار را زندانی کرده و با خود به رویین‌دژ برده است.

۲۸٫ هفت‌خان (خوان) اسفندیار

اسفندیار به دستور گشتاسب راهی توران می‌شود. او می‌خواهد رویین‌دژ را فتح کند و ارجاسب را از بین ببرد. همه‌ی این‌ها فقط در یک صورت ممکن است: گذشتن از هفت‌خان. در خان اول، اسفندیار با دو گرگ روبه‌رو می‌شود. در خان دوم، دو شیر. در خان سوم، اژدها. در خان چهارم جادوگر، در خان پنجم، اسفندیار به مقابله با سیمرغ می‌رود. خان ششم، کوهستانی بسیار سرد، سپس رودی خطرناک و آن‌گاه بیابانی خشک و بی‌آب و علف، خان آخر رویین‌دژ است. قلعه‌ای محکم و استوار که نابودشدنی است. اما اسفندیار موفق می‌شود با زیرکی و دلاوری از این مانع نیز بگذرد و سپاهیان توران را به طور کامل شکست دهد و پیروزمندانه همراه خواهرانش و غنایم بسیار به ایران بازگردد.

۲۹٫ رستم و اسفندیار

اکنون گشتاسب باید به پیمانش عمل می‌کرد، اما بهانه و شرط جدیدی برای پادشاهی اسفندیار تعیین می‌کند: رفتن به زابل و به بند کشیدن رستم.

اسفندیار ناراحت است اما اعتقاد دارد اگر فرمان شاه را انجام ندهد، گناهکار خواهد بود. راهی زابل می‌شود. رستم از یک سو می‌داند اگر دست به بند اسفندیار دهد، انگار تمام پهلوانی‌‌هایش بر باد رفته است و از طرف دیگر می‌داند  اگر با اسفندیار بجنگد و او را بکشد نیز دچار شومی خون او خواهد شد.

بسیار تلاش می‌کند و می‌کوشد که اسفندیار از در صلح و آشتی وارد شود. به میهمانی او می‌رود و اسفندیار را به میهمانی می‌خواند. اما حرف اسفندیار کماکان همان است.

رستم به ناچار به جنگ با او می‌پردازد. اسفندیار رویین‌تن است و نیزه‌ها و شمشیر بر او کارگر نمی‌شوند. رستم با زخم‌های فراوان و جانی دردمند می‌خواهد که ادامه‌ی نبرد را به فردا اندازند. در این‌جا زال برای دومین بار پر سیمرغ را آتش می‌زند او می‌آید و علاوه بر بهبودی رستم، راه چاره به او نشان می‌دهد. سرانجام رستم به کمک سیمرغ اسفندیار رویین‌تن را از پای درمی‌آورد.

اسفندیار در حال مرگ، فرزندش بهمن را به رستم می‌سپارد.

۳۰٫ نام‌نامه

در این کتاب خلاصه‌ی همه‌ی داستان‌های شاهنامه و همه‌ی اسامی به دو صورت آمده است:

الف. بر اساس زمان و پیشرفت داستان

ب. بر اساس حروف الفبا

در انتهای کتاب، هم‌چنین نمودار درخت کاویان آمده است.



ارسال پستی ۳۰ کتاب داستانهای شاهنامه برای کودکان به همه جای ایران رایگان است و توضیحات و بخشی از تصاویر داخل هر کتاب را می توانید با کلیک روی هر کتاب مشاهده کنید.

برای خرید کتاب شاهنامه کودکان می توانید به صورت آنلاین هر کتاب را به سبد خرید خود اضافه کنید و در انتها با کلیک روی سبد خرید، صورتحساب خود را تسویه کنید.

در صورت نیاز به دریافت راهنمایی برای خرید کتاب شاهنامه برای کودکان می توانید از پشتیبانی واتساپی پایین صفحه استفاده کنید.

چهار ماه بسیار مهم برای تقویت روخوانی کلاس اول

دانش‌آموز برای اولین بار در کلاس اول با مفهوم روخوانی یک متن آشنا می‌شود، به طور عملی آن را انجام می‌دهد و تا سطح معینی هم در انجام آن مهارت می‌یابد. اما این مهارت را نه یک‌باره که خیلی به‌تدریج و نشانه به نشانه کسب می‌کند.
مسیر دست‌یابی به مهارت روخوانی، مسیری یکنواخت و با سرعت ثابتی نیست. برای موفقیت بیشتر، باید مراحل مختلف این روند را بشناسیم.

🔻 مرحله‌ی مهم در تقویت روخوانی کلاس اول


➖ آیا می‌دانید مهم‌ترین زمان برای تقویت روخوانی کلاس اول چه زمانی است؟
➖ آیا می‌دانید جهش شگفت‌انگیز او چه زمانی روی می‌دهد؟
(جهش به مرحله‌ای که می‌تواند دیگر به راحتی یا تقریبا راحت بخواند.)

دانش‌آموز کلاس اول از متن‌های ساده‌ و کوتاه (که نشانه‌های کمی در آن‌ها به کار رفته) به متن‌های طولانی‌تر (با تعداد نشانه‌های بیشتر) می‌رسد. با یادگیری هر نشانه او می‌تواند واژه‌های بیشتری را بخواند.
چه واژه‌های جدیدی که در کتاب درسی‌اش آمده است؛ چه آن واژه‌هایی که برای نخستین بار در کتاب‌ها و متن‌های دیگر با آن‌ها روبرو می‌شود.
یک دسته واژه‌ی دیگر هم هست که از هر دو دسته‌ای که در بالا نوشتیم هم مهم‌تر است. (البته بدون آن دو دسته‌ این واژه‌ها نیز نبودند)

🔻 آن واژه‌ها کدامند؟


آن‌ها واژه‌های جدیدی هستند که خودش کشف می‌کند.
آن واژه‌های جدیدی که در کوچه و خیابان می‌بیند و آن واژه‌هایی که از این و آن می‌شنود. یکی از مهم‌ترین ابزارهای تقویت روخوانی کلاس اولی ها در این مرحله، تابلوهای مغازه، تابلوهای راهنمایی (که مسیرها را نشان می‌دهد) و هر واژه‌ای‌ست که در محیط پیرامون او وجود دارد. چه آن‌ها که می‌بیند، چه آن‌ها که می‌شنود.
هر چه این محیط غنی‌تر باشد، واژه‌های بیشتری به تور دانش‌آموز مشتاق کلاس اولی می‌افتد و جهش به سوی روخوانی نسبتا کامل همه‌ی متن‌های با محتوای ساده سریعتر و با کیفیت بهتری اتفاق می‌افتد.

🔻 چگونه کمکش کنیم؟


محیطش را گسترش دهید. به اشتیاقش دامن بزنید. اشتیاق برای یادگیری نام آدم‌ها، مکان‌ها، اشیاء و هر چیزی که نام دارد.
اگر اشتیاقش کم است، دلیل آن را بیابید و سعی کنید کاری کنید که علاقه‌مند شود.
او را به مکان‌ها و جمع‌های تازه و جذاب ببرید. با او درباره‌ی همه چیز گفت‌وگو کنید.
در حین صحبت درباره‌ی هر چیز، پس از آن که دانش‌آموز تا حدودی در جریان کلیات یک موضوع قرار گرفت، فورا بحث را به نام آن چیز بکشانید. ابزارهای مهمی که می‌توانید استفاده کنید، یک دفترچه‌ی یادداشت کوچک و جیبی است که همواره پیش خود او باشد. یک مداد و پاک‌کن و تراش نیز می‌تواند همراه شما باشد که در مواقع لازم به او می‌دهید (و پس می‌گیرید تا گم نشوند).
هنگامی که بحث درباره‌ی چیزی‌ست که او علاقه‌مند شده است و به نام آن چیز رسیدید، از او بخواهید نام آن را در دفترش یادداشت کند (تا یادمان نرود! و بعدا در خانه درباره‌اش صحبت کنیم).
به او تاکید کنید خیلی مهم است که نام هر چه می‌بیند در دفترش یادداشت کند. در این مرحله اصلا به درست یا غلط نوشتن آن‌ واژه‌ها گیر ندهید. بعدا فرصت هست که آن‌ را تصحیح کنید.
ضمن آن که در اکثر موارد، واژه‌ای را که می‌خواهد یادداشت کند (مثلا نام یک فروشگاه) می‌تواند ببیند.

🔻 چهار ماهی که بسیار مهم است


از زمانی که او حدود شش هفت نشانه را یاد گرفته است (یعنی اواخر آبان)، تا زمانی که به اواخر کتاب نزدیک شده و فقط سه چهار نشانه مانده است که به پایان نشانه‌ها برسد (یعنی اواخر اسفند)، بهترین زمان برای تقویت کامل روخوانی است. یعنی مدتی در حدود چهار ماه طبق برنامه‌ی طبیعی رسمی که برای همه‌ی دانش‌آموزان یکی‌ست.

البته میزان و عمق یادگیری در مورد همه یکسان نیست. علاوه بر تفاوت‌های ژنتیکی که میان دانش‌آموزان وجود دارد (و شما زیاد نمی‌توانید در آن‌ها تغییری ایجاد کنید) ، عوامل مهم دیگری در این روند دخیلند که شما در حد امکاناتتان می‌توانید بر آن‌ها تاثیر بگذارید. عواملی چون اشتیاق، غنی بودن محیط، وسایل تحریری که همیشه همراه باشند، نوع واکنش‌های چشمی و صوتی خودتان.

🔷 ضرورت و فایده‌ی همراهی شما با او


تا حد امکان خودتان در این چند ماه اگر همراهش باشید، بعدا سود بسیاری خواهید کرد!
موفقیت در این مرحله، سرعت یادگیری او را در سایر درس‌ها و در همه‌ی موارد زندگی بیشتر می‌کند.
وقتی را که در این چهار ماه صرف می‌کنید، سوای علاقه‌ای که به پیشرفت او دارید، به عنوان یک سرمایه‌گذاری نگاه کنید.
موفقیت در تسلط به روخوانی (و سپس درک مطلب) نقش بسیار مهمی در خودفرمان شدن دانش‌آموز و خودکار شدن همه‌ی برنامه‌هایش خواهد داشت.

♥️ آن وقت می‌توانید، بنشینید و ببینید و لذت ببرید.

سیدرضا تهامی

معرفی کتاب برای تقویت خلاقیت؟

یکی از اشتباهاتی که برخی مادران و پدران انجام می‌دهند، جست‌وجوی کتاب‌های خاص برای تقویت خلاقیت فرزندانشان است. آنان بهترین چیزها و نیکوترین آینده را برای فرزندانشان می‌خواهند و به درستی معتقدند که افرادی با خلاقیت بالا، امکان بیشتری برای سهم بردن از موفقیت‌های جهان دارند.
اما این دانسته و حکم صحیح را با روشی اشتباه و از طریقی ناصواب پی می‌گیرند. آنان گمان می‌کنند که کتاب و کتاب‌های خاصی وجود دارند که می‌توانند بهترین و کوتاه‌ترین راه را برای دستیابی به خلاقیت بیشتر به آن‌ها نشان دهد. و درست در همین نقطه است که برخی به اصطلاح «ناشران» و مثلا «نویسندگان» نیز از این اشتباه بزرگ سود می‌برند و سالانه صدها عنوان کتاب را در صدها هزار نسخه کتاب به ارزشی معادل ده‌ها میلیارد تومان با عنوان‌هایی دهان پرکن و مربوط به آموزش راه‌های رسیدن به خلاقیت روانه‌ی بازار می‌کنند. بسیاری والدین نیز با شوق و ذوق این کتاب‌ها را می‌خرند و خوشحالند که کار باارزشی برای کودکان خود انجام داده اند.

آرزویشان این است که خلاقیت ذهنی فرزندشان رشد یابند و او فردی خلاق شود که بتواند به چستی و چالاکی همه‌ی مسائل زندگی‌اش را حل کند و همه‌ی موانع را پشت سر بگذارد.
آیا در عمل چنین می‌شود؟

🔷 دنبال چه می گردند؟


تاکنون چند بار در جلسات پرتعداد اولیا (و چند باری نیز در جلسات معلمان) از حاضران پرسیده‌ایم که «خلاقیت چیست؟» و متاسفانه هیچ‌گاه تعداد کسانی که پاسخ دقیق یا نزدیک به معنای واقعی خلاقیت را می‌دانستند به تعداد انگشتان دو دست یک نفر نرسیده است.
آنان که دوست دارند خلاقیت فرزندشان را افزایش دهند و برای او تصورات شیرینی در سر می پرورانند، تعابیر یکسانی از نتیجه‌ی کار ندارند و در این که فرزند خلاق‌شده‌شان قرار است چه کارهایی را انجام دهد (یا دقیق‌تر بگوییم: به نمایش بگذارد) با هم اتفاق نظر ندارند و ذهنیت هر گروه، نتیجه‌ی متفاوتی نسبت به سایرین را دنبال می‌کند.

🔻 حل مسائل دشوار؟

خیلی‌ها گمان می‌کنند خلاقیت به معنای حل مسائل دشواری‌ست که از عهده‌ی دیگران برنمی‌آید. این گمان البته مقداری از عناصر واقعیتِ خلاقیت را در خود دارد. کسانی که ذهن خلاقی دارند بهتر از دیگران از پس مسائل دشوار برمی‌آیند. اما تکیه بر این توانایی باعث می‌شود که والدین عزیز، ذهن و روان فرزندانشان رابه طور مکانیکی با همان کتاب‌ها و منابعی پر کنند که همان ناشران و نویسندگان مورد اشاره به بازار می‌ریزند.
مساله‌ی دشوار به شرطی در مراحلی مفید است که در درجه‌ی اول «مساله» باشد. اما بسیاری از این به ظاهر مسائل، اصلا مساله نیستند و به عمد و با ترفندهای خاص، دشوار شده‌اند تا مهم و مفید جلوه کنند.

🔻 تقویت تفکر؟

البته که خلاقیت با تفکر قوی همراه است اما تفکر، مفهومی خاص و جداگانه از سایر فعالیت‌های زندگی انسان نیست و کم تر کاری را بدون تفکر می‌توان به خوبی انجام داد. حتی انجام کارهای روزمره و ساده و تکراری که نیازی به خلاقیت خاصی ندارد، بدون فکر (کم یا زیاد) ممکن نیست. یعنی یعنی تفاوت خلاقیت داشتن و خلاق نبودن، بودن یا نبودن تفکر نیست. از همه مهم‌تر این‌که قبل از تفکر در مورد هر چیزی باید علت و نیازی خاص برای آن وجود داشته باشد. لین نکته از آن موردی‌ست که باید درباره‌اش بسیار بگوییم. البته نه در این یادداشت که هدفی دیگر را تعقیب می‌کند.

🔻 خلق ایده‌های شگفت‌انگیز (محیرالعقول)؟

ایده‌های شگفت‌انگیز و محیرالعقولی که درست هم باشند، معمولا از جانب کسانی صادر می‌شود که خلاق هستند اما عکس آن صادق نیست. بسیاری از کسانی که خلاق هستند و خلاقیت فراوانی هم دارند، اهل صدور ایده‌های محیرالعقول نیستند و فکرشان در فضایی سیر می کنند که کارها و جهان را برای مردم ساده‌تر و بهتر کنند. اگر چیزی واقعا شگفت‌انگیز است دقیقا همین است. برای آنان هیچ چیز شگفت‌انگیزتر از این نیست که در حل مسائل واقعیِ دنیای واقعی از راه‌های موثر و نوآورانه تلاش کنیم.

🔻 کشف راه‌های تازه؟

این جواب بیشتر از پاسخ‌های قبلی به واقعیتِ خلاقیت نزدیک است اما هنوز تا ادای دین به این مفهوم فاصله‌ی زیادی دارد. بله کسانی که ذهن خلاقی دارند بیشتر از دیگران و بهتر از دیگران به دنبال راه‌های تازه برای رفع موانع یا دور زدن آن ها هستند. اما اولا این تعریف بیانگر همه‌ی ویژگی‌های ذهن خلاق نیست و ثانیا همیشه راه‌های تازه به معنای راه‌های بهتر نیست.

🔻 سایر مقاصد

به‌جز چیزهایی که گفته شد و هر کدام مقداری به واقعیت تفکر نزدیک هستند، معانی متفاوت دیگری هم برای خلاقیت گفته می‌شود که از ذکر آن‌ها به دلیل بی‌ربط بودن خودداری می‌کنیم.

ممکن است سوال شود پس خلاقیت واقعا چیست و چگونه می‌توان خلاقیت کودک را کشف و آن را بیشتر کرد. در ادامه به این سوال می‌پردازیم. شناختن خلاقیت و خلاق‌ها کار بسیار ساده‌ای‌ست.
مصداق‌ها و مظاهر ظهور خلاقیت، روزانه در برابر چشمانمان هستند و ده‌ها بار آن‌ها را می‌بینیم.

🔷 خلاقیت واقعا یعنی چه؟

تعریف خلاقیت بسیار ساده و معمولی است:


خلاقیت یعنی نگریستن به مساله‌ای از هزاران مساله‌ی زندگی خودمان و دیگران، از زاویه‌ای که کسی تاکنون استفاده نکرده یا کم‌تر مورد استفاده قرار گرفته است.

با این هدف که راه‌حل‌های بهتری از راه‌حل‌های موجود پیدا و استفاده شود.

🔷 چگونه می‌توان خلاق یا خلاق‌تر شد؟

باز هم بسیار ساده است. با استفاده‌ از تجربه‌های قبلی دیگران و تلاش برای تایید آن تجربه‌ها یا پیداکردن راه‌هایی بهتر.

اکثر تجربه‌های دیگران به شکل کتاب یا مقاله مکتوب شده و باید خوانده یا دقیقا شنیده شوند.
بله باز هم به خواندن کتاب رسیدیم. اما نه آن‌طور کتاب‌ها که مدعی آموزش! خلاقیت هستند.

بلکه هر کتابی که دوست داریم و حاوی تجربه‌های مفید است. هر کتاب علمی، ادبی یا هنری می‌تواند به اندازه‌ی خود ما را در کشف جهان و یافتن شیوه‌های نوین نگرش به مسائل کمک کند.

🔷
✳️ و در درجه‌ی اول …

باید انسان‌ها و جهان و آینده‌ را دوست داشته باشیم. تا حل هر مساله‌ای که به بهبودی حال جهان و انسان‌ها کمک می‌کند، نیاز درجه‌ اول ما باشد. تا این نیاز را حس نکنیم و برایمان مهم نشود، چشمه‌ی خلاقیت به جوشش در نمی‌آید، زوایای تازه را پیدا نمی‌کنیم و راه بهتری را نمی‌یابیم.

اما اشتباه نشود. منظور این نیست که آن مساله و نیاز باید از مهم‌ترین مسائل جهانی یا ملی باشد. البته به آن‌جا هم می‌رسیم اما در درجه‌ی اول باید از عهده‌ی ساده‌ترین و معمولی‌ترین مسائل دور و برمان برآییم.

مثلا اگر به علوم علاقه داریم دنبال داستان‌ها و کتاب‌ها و وقایعی باشیم که هم خودمان چیزهای بیشتری یاد بگیریم و هم دیگران را به علوم مختلف (ریاضی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و …) علاقه‌مند کنیم.
مثلا دنبال این باشیم که چرا خیلی‌ها از ریاضی (که از قند هم شیرین‌تر است) هراس دارند چرا آن را سخت می دانند و …
به‌ویژه هر رمان خوب که حاوی ده‌ها و صدها تجربه‌ی نویسنده است می‌تواند ما را به دنیایی ببرد که بهترین جا برای کشف خودمان و بروز خلاقیت‌هایمان باشد.

بازهم در این موضوع بحث خواهیم داشت.

نویسنده: سیدرضا تهامی


مطالب پربازدید دبستانک

۱۰ کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس اول

کتاب تقویت روخوانی کلاس اول

تقویت درک مطلب دبستانی ها

بهترین کتاب روانخوانی اول دبستان

خرید کتاب کودک

۴ کتاب تقویت درک مطلب کلاس اول

جدول کودکانه برای اول تا ششم دبستان

فلسفیدن برای اول تا ششم دبستان

روانخوانی کلاس اول

شاهنامه کودکان

روانخوانی کلاس دوم

تقویت روان‌خوانی کلاس سوم + ارسال پستی رایگان

انتشارات دبستانک کتابهای متعددی برای تقویت روانخوانی کلاس سومی ها دارد که در ادامه با هم می بینیم. با کلیک روی هر کتاب می توانید توضیحات و بخشی از داخل کتاب را مشاهده کنید.




♦️ تقویت روان‌خوانی کلاس سوم با کتاب «دختر گل»

کتاب «دختر گل»، ابزار مهمی برای تقویت روان‌خوانی سوم دبستان است.
در نگاه اول چنین به نظر می‌آید که این کتاب فقط برای دانش‌آموزان پیش‌دبستانی‌ست. این تصور خلاف نیست اما در واقع، کتاب دختر گل حداقل در دو بازه‌ی سنی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و در هر دو بازه نیز بسیار مفید باشد. ابتدا در سنین پنج یا شش سالگی که برای کودک خوانده می‌‌شود و می‌تواند ابزار آموزش ده‌ها مهارت اجتماعی باشد که در زندگی او به کارش ‌آید. بار دوم هم وقتی دانش‌آموز به کلاس سوم می‌رسد و خودش می‌تواند بخواند.
در این نوشته نشان می‌دهیم که دانش‌آموز کلاس سوم چرا و چگونه می‌تواند از کتاب دختر گل برای تقویت روانخوانی خود استفاده کند. این البته به جز آموزش ده‌ها مهارتی‌ست که با این کتاب فرامی‌گیرد یا آن‌ها را در جان خود تثبیت می‌کند.

🔷 وضعیت طبیعی و و واقعیت موجود

به طور طبیعی، دانش‌آموزان در شروع کلاس سوم، نباید مشکلی در خواندن و روان‌خوانی متن‌ها داشته باشند. آنان طبق برنامه، همه‌ی نشانه‌ها و تعدادی متن‌های مختلف را در کلاس اول خوانده‌اند و با درس‌های فارسی کلاس دوم، آموخته‌های خود را تکمیل کرده و حالا علاوه بر متن‌های ساده (که مفاهیم پیچیده و لغات دشوار نداشته باشند) باید بتوانند هر متنی را سریع بخوانند و درک کنند.
اما عملا برای تعداد قابل توجهی از آنان، همه چیز طبق برنامه پیش نرفته و بسیاری نمی‌توانند حتی متن‌های ساده را به روانی بخوانند و تعداد زیادی حتی در تشخیص نشانه‌ها نیز کم یا بیش مشکل دارند. این وضعیت در مناطقی که زبان مادری‌شان فارسی نیست، مشکل بسیار بزرگ‌تری‌ست.
به هر حال اکثریت دانش‌آموزان سوم دبستان که در مناطق فارسی‌زبان زندگی می‌کنند، نشانه‌ها را به خوبی می‌شناسد و متن‌ها را نیز کُند یا سریع می‌توانند بخوانند. اینان دانش‌آموزانی هستند که به جز کتاب‌های درسی توانسته‌اند کتاب‌های دیگری از قبیل داستان یا شعر را همراه با کار منظم روی کتاب‌های درسی بخوانند برای گروه بسیار عظیمی که هنوز با خواندن و در خواندن مشکل دارند و درک مطلب کم‌تری دارند چه باید کرد؟
بدیهی است راه اصلاح خواندن و مسیر رفع ضعف‌های خواندن و ارتقای سطح سواد خواندن جز «خواندن» و خواندن و خواندن نیست.
آن‌ها که می‌توانند استفاده‌ی درست‌تری از کتاب‌های داستان و شعر داشته باشند می‌توانند در تقویت روان‌خوانی و افزایش درک مطلب خود موفق باشند و از خواندن لذت ببرند.


🔷 دختر گل چه کمکی می‌تواند بکند؟


خواندن کتاب دختر گل توسط دانش‌آموز کلاس سوم دبستان، همراه با انجام کارهایی که خواهیم گفت، از چهار راه می‌تواند به تقویت روخوانی و روان‌خوانی کلاس سوم منجر شود.

🔻 ۱٫ تعامل میان زبان محاوره و زبان معیار

کتاب دختر گل با زبان محاوره نوشته شده است. برخلاف پایه‌های اول و دوم که بهتر است دانش‌آموزان فقط متن‌هایی را بخوانند که با زبان معیار نوشته شده است (تا بتواند بر نشانه‌های مختلف و نحوه‌ی کاربرد آن‌ها تسلط یابد) از کلاس سوم به بعد دانش‌آموز می‌تواند متن‌هایی را نیز بخواند که با زبان محاوره نوشته شده است.
البته بدیهی‌ست که خواندن متن‌های با زبان معیار هم‌چنان باید باشد و حتی حجم بیشتری نیز نسبت به متن‌های محاوره‌ای داشته باشد.
در هر صورت، دانش‌آموز کلاس سوم با خواندن متن‌هایی با هر دو روش (محاوره‌ای- معیار) به تدریج با حالت‌های مختلف هر واژه آشنا و این حالت‌ها در ذهن او بر هم منطبق می‌شوند. خانه و خونه/ برویم و بریم و … با هم یکی می‌شوند.

اگر در پایه‌های اول و دوم چنین مجاورتی به اختلال در یادگیری می‌انجامد (و به همین جهت کتاب‌ها و متن‌هایی با زبان محاوره یا برای پیش‌دبستانی یا برای سوم به بعد استفاده می‌شوند.) اما در پایه‌ی سوم این مجاورت باید یادگیری بهتر واژه‌ها و تثبیت و ماندگاری آن‌ها در ذهن می‌شوند و احاطه‌ی دانش‌آموز بر زبان را بیشتر می‌کنند.
این که چرا چنین می‌شود، به بحث‌های تخصصی زبان‌شناسی مربوط می‌شود که سعی می‌کنیم در فرصت‌های مناسب مقاله‌های تخصصی زبان‌شناسی در این زمینه (و سایر موارد) را ارائه کنیم.

یکی از تمرین‌هایی که در این زمینه می‌توان با این کتاب انجام داد، تبدیل جملات به جمله هایی با زبان معیار است که در تقویت روخوانی و روان‌خوانی موثر است.
مثلا برای بیت «می‌خوام برم به مهمونی/ باید تمیز بود، می‌دونی؟» جلویش بنویسد:
می‌خواهم بروم به مهمانی/ باید تمیز بود، می‌دانی؟
در بعضی بیت‌ها فقط یک مصرع لازم است تبدیل شود. مثلا:
گل، یعنی که محبتت/ عادی بشه و عادتت
که مصرع اول همان‌طوری هم به زبان معیار است و برای مصرع دوم بنویسد: عادی بشود …
یعنی در این بیت فقط کلمه‌ی «بشه» به کلمه‌ی «بشود» تغییر می‌کند.


دانش‌آموز پس از مدتی متوجه می‌شود که بسیاری کلمات در محاوره و زبان معیار یکی هستند. مثلا کلمه‌ی «رفتیم» یا «دیدیم» یا در همین کتاب برخی ابیات از کلمه‌هایی هستند که همه‌ی آن‌ها در زبان معیار و محاوره یکی هستند. مثلا:
با چشم دل، نه چشم سر/ دختر ناز، ای گل‌پسر
این تمرین می‌تواند تاثیر بسیاری در تقویت روان‌خوانی کودک داشته باشد.

🔻 ۲٫ در مسیر آموزش مهارت‌ها

در کتاب دختر گل مهارت‌های متعددی ارائه و آموزش داده می‌شود. گذشته از آن که یادگیری این مهارت‌ها در بهبود شرایط زندگی کودک بسیار مفیدست، همراهی با چنین آموزش‌هایی به تقویت روان‌خوانی نیز می‌انجامد.
هر کدام از این مهارت‌ها، به ویژه مهارت حفظ محیط‌زیست که مهم‌ترین آن‌هاست، در کتاب‌ها و متن‌های مختلفی آمده است. با هر بار دیدن آن‌ها باعث تاثیری در مغز دانش‌آموز می‌شود که بخواهد آن مهارت را بیاموزد و سعی کند اجرایش کند. برای انجام این کار فکرهایی نیز می‌کند. چنین تمرکزهایی و چنان دقت‌هایی و آن فکرکردن‌ها باعث می‌شود که شکل و گویش آن کلمات مرتبط با آن‌ها نیز با استواری بیشتری در ذهن دانش‌آموز نقش ببندد و در کنار فواید دیگری که این مهارت‌آموزی دارد،‌ هم‌چنین خواندن را برای او آسان می‌کند.
مثلا او تصمیم می‌گیرد که آب کم‌تری مصرف کند. برای این‌کار دنبال راه‌ها و شیوه‌هایی می‌گردد. به این راه‌ها و شیوه‌ها فکر می‌کند. بعدا صرف نظر از این که راه‌ها و شیوه‌هایش موفق باشد یا نباشد، تعدادی کلمه و مفاهیم مرتبط با آن‌ها در ذهنش جایگیر می‌شود و چون در موردشان فکر و جست‌وجو کرده است، ماندگاری آن‌ها در ذهنش بسیار بیشتر می‌شود. حالا اگر متنی را در کتاب یا نشریه‌ای ببیند که درباره‌ی همان موضوع است، با اشتیاق و ولع شروع به خواندن آن‌ها می‌کند و به‌طور مداوم آن نظرها را با نظرهای خودش مقایسه می‌کند. این کار باعث می شود، گذشته از افزایش مهارتش در حفظ محیط زیست، تا آن‌جا که به بحث روان خوانی مربوط است، به دلیل اشتراک تعدادی از کلمات آن متن با کلماتی که در ذهنش بوده است، با کیفیت و ماندگاری بیشتری آن کلمات را مال خود کند و در متن‌های بعدی، آن‌ها را به سرعت (ولی نه با شتابزدگی) بخواند.
این مطالعات (دختر گل و کتاب‌های مشابه) تاثیر بسیار نیکویی در روان‌خوانی او خواهند داشت.

🔻 ۳٫ افزایش اعتماد به نفس

مهم‌ترین نکته در رفتار آن دختر قهرمان کتاب، پس از علاقه‌ای که به حفظ محیط‌زیست دارد، شجاعت، اعتماد به نفس و حس مسئولیتی‌ست که دارد. با این صفات است که در این قضیه (شستن ماشین) دخالت می‌کند و مانع از آسیب رسیدن به گل‌ها می‌شود. در این سه ویژگی، «اعتماد به نفس» آن دختر نقش خاصی دارد و می‌تواند روی خواننده تاثیر مثبتی بگذارد و با آن هم‌ذات پنداری کند یا حداقل این که دلش بخواهد مانند آن دختر عمل کند.
طبعا فکر به این موضوع و تاثیری که روی خواننده گذاشته می‌شود به افزایش اعتماد به نفس در او منجر می‌شود. چنین اعتماد به نفسی تاثیر مستقیم و صد در صدی در روان‌خوانی کودک دارد. چون همراه با این قسمت از ماجرای داستان، همه‌ی کلمات مربوط به آن نیز در ذهنش ماندگاری بیشتر می‌یابند و هنگام خواندن سایر متن‌ها به سرعت بازیابی می‌شوند.

🔻 ۴٫ تقویت مهارت شعرخوانی

این مهارت از جمله مهارت‌هایی‌ست که مستقیما در تقویت روخوانی و روان‌خوانی دانش‌آموز اثر می‌گذارد. به ویژه اگر چند خط (از هر کجا که دوست داشت) را به خاطر بسپارد و برای دیگران نقل کند.
شعر و به‌ویژه اشعار موزون که قافیه یا ترجیع‌بند داشته باشند می‌توانند بخاطر برگشت مداوم کلمات شبیه به هم که آهنگ واحدی دارند، به دانش‌آموز کمک کنند به کلمات معینی بازگردد و آن‌ها را در ذهن تکرار کند. پس از مدتی تمرین، دانش‌آموز محدوده‌ی بازگشت به کلمات را تحت کنترل خود درمی‌آورد. به تدریج اکثر کلماتی که می‌بیند یا مستقیما در گنجینه‌ی واژگان او قرار دارند یا آن‌قدر شبیه به آن‌ها هستند که بتواند آن ها را به سرعت بخواند و کیفیت روان‌خوانی متن‌ها در او ارتقا می‌یابد.

🔷 در مراحل بعد، روان‌خوانی او کمک می‌کند که ادراکش از مطالب (سواد خواندن) به عمق بیشتری برسد. هدف نهایی نیز همین است. تا او بتواند با درک پیشرفته‌ی مطالب، گستره‌ی دانش و توانایی استنتاج و تفسیر و ارزیابی متن‌ها را بیشتر و بیشتر کند.

نویسنده: سیدرضا تهامی


سایر مطالب:

روانخوانی کلاس اول

روانخوانی کلاس دوم

روانخوانی کلاس سوم

روانخوانی کلاس چهارم

روانخوانی کلاس پنجم

روانخوانی کلاس ششم

بهترین کتاب داستان برای کلاس پنجم

جهشی خواندن به زیان کودکان است

برخی مادران و پدرها اصرار می‌کنند و دوست دارند که فرزندشان یک یا چند سال تحصیلی را جهشی بخوانند و زودتر به کلاس‌های بالاتر و سرانجام فارغ‌التحصیلی در مقاطع مختلف برسند. بعضی از این عزیزان، دلیل چنین خواسته‌ای را تمایل خود کودک می‌دانند که قطعا چنین نیست و اگر کودک چنین خواسته‌ای دارد، به دلیل فضاسازی‌هایی است که در خانواده صورت گرفته است.
به هر حال این تمایل از هر جانب هر که باشد، «از همه نظر» به زیان کودکان است.
اگر جهشی خواندن چیزی بود که فوایدی هم داشت آن‌گاه می‌شد زیان‌ها و سودهایش را با هم مقایسه کرد و به این نتیجه رسید که مثلا در چنین مواردی بهتر است جهشی بخواند و در چنان مواردی بهتر است جهشی نخواند. اما این‌گونه نیست. فوایدی که برای آن برمی‌شمرند، سنجیده دیده نشده‌اند.

🔻 جهشی خواندن در هر موردی زیان‌بار است.


این نکته را به دلیل اهمیتش تکرار می‌کنیم: جهشی خواندن هیچ فایده‌ی آموزشی، اجتماعی و … برای کودک در برندارد. هر چه است به دلایلی که در این یادداشت خواهد آمد، زیان‌‌بار است.

🔻 جهشی بخواند که چه شود؟


که زودتر به خط پایان تحصیلات برسد؟ که چه شود؟
که زودتر وارد جامعه شود و کار و شغلی یا پروژه‌ای علمی را در دست بگیرد؟ که چه شود؟ برخی خانواده‌هایی که اصرار برای جهشی خواندن فرزندشان دارد، به هوش بالای فرزندشان اشاره می‌کنند و این که همه‌ی مطالب سال بعد را هم بلد است و اگر جهشی نخواند وقتش تلف می‌شود. چرا باید وقتش تلف شود؟ در پاسخ به این عزیزان می‌گوییم که اگر ما بلد نیستیم که فرزندمان را طوری هدایت کنیم که وقتش تلف نشود (که خواهیم گفت این هدایت چگونه است؟) چرا باید فرزندان را تشویق کنیم راهی را برود که جز زیان برایش ندارد.

🔻اصلا مدرسه رفتن برای چیست؟


خانواده‌هایی که علاقه‌مندند فرزندشان یکی دو سال (یا حتی چند سال را) جهشی بخواند در این گمان نادرست هستند که رفتن به مدرسه برای آموختن معلومات جدیدی است که در چند پایه‌ی تحصیلی تقسیم شده است. آن‌گاه با چنین صورت‌بندی، خیال می‌کنند و به این نتیجه‌ی نادرست می‌رسند که وقتی درس فرزندشان به اصطلاح خوب است و حتی می‌تواند از عهده‌ی کتاب‌های سال بعد یا سال‌های بعدتر هم برآید، چرا باید وقتش در این پایه تلف شود که همه‌ی مطالبش برایش تکراری است؟
این عزیزان دو اشتباه مهم و بسیار خطرناک می‌کنند.

🔸 ۱٫ مدرسه فقط برای کسب معلومات نیست


بله. این درست است که یکی از فواید و کارکردهای رفتن به مدرسه، کسب معلومات جدید است. اما فراگیری دانش فقط بخش بسیار کوچکی از کارکرد مدرسه است. بخش اصلی و مهم‌تر این است که کودک با گروه هم‌سالان زندگی کند. هم‌سالانی که کارهای مشترک تحصیلی و جانبی با هم دارند. این کارکرد اصلی‌ترین و مهم‌ترین چیزی‌ست که آنان برای رشد متوازن و معقول به آن نیاز دارند.

🔸 ۲٫ حرکت اجتماعی فعال، مهم‌ترین نیاز کودکان است


به دلایلی که همه می‌دانند چنین حرکت اجتماعی فعال برای کودکان فقط می‌تواند در گروه هم‌سالان به منصه‌ی ظهور برسد. یعنی حرکت‌های مشترکی که با موضوع‌های مشترک (درس‌ها و فعالیت جانبی مداری) انجام می‌شود. در گروه هم‌سالان با استفاده از هم‌افزایی فوق‌العاده‌ای که برای آنان دارد، برای همه‌شان مفید است و همه را با هم به جلو می‌راند. البته در این مسیر برخی‌ها جلوترند و برخی عقب‌تر. اما به هر حال هر کس به طور طبیعی جایگاه مناسب خود را به دست می‌آورد.
در صورت جهشی‌خواندن، این حرکت‌های مشترک اجتماعی به گونه‌ای خواهد بود که کودک با کودکان بزرگ‌تر از خود (حتی یک سال بزرگتر) زندگی کند. این وضعیت دو زیان برای او خواهد داشت. اولا توان او در کسب جایگاه مناسب‌تر در آن جامعه، کمتر از دیگران است و احتمال کمتری دارد که در رده‌های جلویی قرار گیرد و ثانیا (حتی اگر در جایگاه مناسبی هم قرار گرفته باشد) هم‌سن نبودن با سایرین و کوچک‌تر بودن از آن‌ها، تبعات منفی متعددی برایش خواهد داشت که نیازی به نقل آن‌ها نیست و همه می‌توانند حدس بزنند به چه چیزهایی اشاره داریم.

🔸 ۳٫ دانش فقط حرکت در سطح نیست.


این نکته مهم‌ترین دلیلی است که می تواند بر جهشی خواندن خط بطلان بکشد.
خانواده‌هایی که گمان می‌کنند. چون فرزندشان مثلا درس‌های کلاس سوم را «بلد است» می‌تواند از کلاس دوم به کلاس چهارم جهش کند، تصور نادرستی از «بلد بودن» یک مفهوم علمی دارند.
مباحث علمی و ریاضی و ادبی (فارسی، علوم و ریاضی در دبستان) سطح مشخص و قابل رویتی برای بلد بودن ندارند.
دانش، استخری‌ست با طول و عرض و به ویژه عمق بی‌پایان.

هر چه هم کودک فلان مبحث علمی را بلد باشد، باز هم می‌تواند همان مبحث را بیشتر بلد شود و هر چه مبحثی را بیشتر بلد باشد، درک سایر مباحث برایش راحت‌تر خواهد بود.
مثالی بزنیم: حتی معلمی که در دبستان یا دبیرستان، بیست سی سال است درس خاصی را به دانش‌آموزان می‌آموزد و در ظاهر همان مطالب را هر سال تکرار می‌کند، اگر دقت کند خواهد دید که هر سال نکات تازه‌ای را درمی‌یابد. حتی هیچ معلم کلاس سومی (اگر واقعا معلم باشد) نمی‌تواند بگوید که من همه‌ی مباحث کلاس سوم را بلد هستم. وای به کودکی که می‌خواهد با این خیال از دوم به چهارم بپرد.

🔻 «فرصت بیشتر پس از دیپلم» نیز فایده‌ای ندارد.


برخی خانواده‌ها بر این باورند که اگر فرزندشان یکی دو سال بجهد، پس از گرفتن دیپلم و تا قبل از رسیدن به سربازی، این فرصت را دارد که اگر در سال اول در رشته و دانشگاه دلخواه قبول نشد، یکی دو سال فرصت دارد تا بخواند و در جایی و رشته‌ای که می‌خواهد قبول شود.
این تصور نیز نادرست است. همان کودک مثال بالا، اگر به کلاس سوم برود و سعی کند همان مباحث درسی را که «بلد است»، عمیق‌تر بخواند آن‌چنان پایه‌اش قوی می‌شود (و سال بعد نیز این روند ادامه می‌یابد) که در زمان مناسب و طبیعی، از آماده‌ترین دانش‌آموزان برای ورود به دانشگاه خواهد بود.

🔷 حرف آخر


اجازه دهید فرزند شما در گروه هم‌سالان خود، بماند و اگر توان علمی و هوش بالایی دارد برایش فرصت‌هایی مهیا کنید که همان مطالب کلاس فعلی را عمیق‌تر و گسترده‌تر فرابگیرد. چنین فرصت‌هایی، توانمندی او را «از همه نظر» افزایش می دهد و با استواری بیشتری پا به فردا خواهد گذاشت.
درباره‌ی این فرصت‌ها، در مقاله‌های دیگری بحث خواهیم کرد

نویسنده: سیدرضا تهامی


مطالب پربازدید دبستانک

۱۰ کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس اول

کتاب تقویت روخوانی کلاس اول

تقویت درک مطلب دبستانی ها

بهترین کتاب روانخوانی اول دبستان

خرید کتاب کودک

۴ کتاب تقویت درک مطلب کلاس اول

جدول کودکانه برای اول تا ششم دبستان

فلسفیدن برای اول تا ششم دبستان

روانخوانی کلاس اول

شاهنامه کودکان

روانخوانی کلاس دوم

تقویت روان‌خوانی بدون خواندن!

تعجب نکنید. حتی پیش از آموزش نشانه‌های زبان فارسی (یا هر زبان دیگر) به کودک می‌توان به او کمک کرد که در روخوانی و روان‌خوانی کلاس اول ، روانخوانی کلاس دوم (و نیز در پایه‌های بعدی) موفق باشد.
این کار را شما می‌توانید حتی قبل از دوره‌ی پیش‌دبستانی شروع کنید. می‌توانید آن را حتی قبل از رفتن به مهدکودک شروع کنید. حتی خیلی پیش از آن، یعنی از وقتی نوزاد به دنیا می‌آید!

🔻 چرا تعجب می‌کنید؟

واقعا می‌توان از همان وقتی که کودک هنوز نوزاد است به او کمک کرد که از عهده‌ی روخوانی کلاس اول (و بعد در سایر پایه‌ها) به خوبی برآید.
پس اگر بگویم که این کار را حتی می‌توانید از دوران جنینی او (هنگامی که در شکم مادرش است) شروع کرد چه‌قدر تعجب می‌کنید؟
یعنی شما می‌توانید و به خوبی هم می‌توانید، از همان دوران جنینی و نوزادی کاری کنید کارستان. کارهایی که باعث شود که روان‌خوانی او در کلاس اول تقویت شود.

🔻 چگونه این کار امکان دارد؟

خیلی ساده. با گوش کردن و البته به خوبی گوش کردن.
وقتی شما از همان ابتدا برایش داستان و شعر بخوانید، مرتب و شمرده هم بخوانید و این کار را سال‌های بعد به طور مداوم انجام دهید، علاوه بر مهارت‌ها و دانستنی‌هایی که از آن متن‌ها یاد می‌گیرد، به طور مداوم نیز دارید روان‌خوانی‌اش را تقویت می‌کنید.
گوش دادن دروازه‌ی ورود به دنیای «خواندن» است.
اگر شما خوب بخوانید و او خوب گوش دهد، وقتی به کلاس اول رسید، از همان ابتدا، خواندنِ هر کلمه‌ای را که می‌آموزند، یاد می‌گیرد و به خوبی آن را تشخیص می‌دهد و بیان می‌کند.

🔻 چگونه می‌توانیم خوب بخوانیم؟

خیلی ساده است. همان‌طور که یک متن را برای یک بزرگسال با دقت و شمرده شمرده می‌خوانید تا او همان نکته‌ای را که منظور شماست دریابد، به همان ترتیب نیز برای فرزندتان بخوانید. حتی وقتی در شکم مادر است. مطمئن باشید که او همان زمان که در حال لگد زدن است با دقت نیز گوش می‌دهد!
به هیچ وجه سسعی نکنید مثلا «بچگانه» بخوانید. عادی بخوانید.
البته خواندن ریتمیک و با احساس بسیار نتیجه را بهتر می‌کند اما سعی کنید همه‌ش کلمه‌ها را از همان اول به درستی بیان کنید.

🔻 او خوب «گوش دادن» را چگونه فرامی‌گیرد؟

مطمئن باشید او از همان ابتدا خوب گوش دادن را بلد است.
گوش دادن دروازه‌ی ورود او به دنیای جدید و شناخت آن است.
شما خوب بخوانید، او خوب گوش خواهد داد.

🔻 ویژگیِ کودکانی که روان‌خوانی‌شان خوب است

کودکانی که روان و خوب می‌خوانند، کودکانی هستند که قبلا سال‌ها به داستان‌ها و شعرهایی که برایشان خوانده‌اند گوش داده‌اند. همواره منتظر بوده‌اند که شکل هر کلمه را که می‌شنوند، بشناسند. همواره منتظر زمانی بوده‌اند که بتوانند خودشان آن کلمه‌ها را به تنهایی بخوانند.

🔻 معجزه‌ی حرکات انگشتان شما

وقتی دارید کتاب یا شعری را برای کودکِ مثلا چهار یا پنج ساله‌تان می‌خوانید، هم‌زمان با پیش‌رفتن متن، نوک انگشتان خود را روی کلمه‌هایی حرکت بدهید که دارید می‌خوانید.
توقع نداشته باشید و از او نخواهید در چهار سالگی خواندن همان کلمه را یاد بگیرد. بگذارید او صدها بار و صدها بار انگشت شما را موقعی که مثلا دارید می‌خوانید «بنابراین» زیر کلمه‌ی «بنابراین» ببیند. کم‌کم و به تدریج بسیاری از کلمه‌ها را یاد می‌گیرد اما به هیچ عنوان هوای سنجش او به مغزتان نزند که از او بخواهید بگوید این یا آن کلمه چیست؟
همه‌ی کار را به خودش واگذارید. خودش خواهد دانست که چه زمانی خواندنِ مستقل را شروع کند.

🔻 به حافظه‌ی کودک اعتماد کنید

هر کتابی را که برایش بخوانید، همه‌ی آن داستان با همه‌ی کلمه‌هایش می‌رود و در جای مناسب در حافظه‌اش می‌نشیند. همین طور شکل همه‌ی کلمه‌هایی که دیده است به صورتی کمرنگ در حافظه‌ی او نقش می‌بندد که البته یادآوریش برای کودک هنوز بسیار زود است. به همین دلیل اگر همان موقع از او بخواهید حالا تو بخوان، مسلما نمی‌تواند.
اما با خواندن کتاب‌های متعدد برای او به تدریج و خیلی آهسته اما مداوم، صوت و تصویر هر کلمه برای او پررنگ‌تر می‌شود. این کار، کاری نیست که به یک روز و دو روز میوه‌اش را مزه کنید. چیزی‌ست که به روزگاران بر دل می‌نشیند (سعدی! به روزگاران مهری نشسته بر دل) اما وقتی نشست، دیگر از دل بیرون نمی‌رود.

🔻 چه کتاب‌هایی برایش بخوانیم؟

هر کتابی که خواندن آن کودک را به وجد بیاورد، بسیار خوب است. اگر از شما بخواهد «دوباره بخوان» که دیگر عالی‌ست. مهم این است که مدام صوت کلمه‌ها را بشنود و اگر دوست داشت شکلشان را هم ببیند.
سال‌ها بعد در اول دبستان شنیدن مجدد هر کلمه‌ای که که قبلا طی نقل داستان‌ها بارها از شما شنیده است آن‌چنان او را به وجد می‌آورد که توضیحات آموزگار که دارد آن را روی تخته می‌نویسد و بخش می‌کند و صداهایش را می‌کشد، برای همیشه بر جانش حک می‌شود.
پس از آن هر کجا آن کلمه را ببیند بی‌درنگ آن را می‌خواند.
اگر کتاب هایی که برایش خوانده‌اید زیاد باشد. صوت و تصویر همه‌ی کلمه‌هایی که آن زمان در هر متن کلاس‌ اولی می‌خواند، در حافظه‌اش ثبت است. همه‌ را پشت هم می‌خواند. هر متنی را روان می‌خواند.
بعدا در این مقوله باز هم خواهیم نوشت اما در این‌جا مناسب است که یک نمونه‌ی داستانی را برای کودک پنج یا شش ساله‌ی شما (یا حتی در سن کمتر) معرفی کنیم و مروری بر شیوه‌ی خواندنش داشته باشیم.
کتاب «پاپاپیون به دنیا می‌آید» نخستین کتاب از مجموعه‌ی کتاب‌های پاپاپیون است که در بحث روان‌خوانی بدون خواندن به شما کمک می‌کند. داستانی فانتزی که می‌تواند (به احتمال زیاد) علاقه‌ی فرزند شما را برانگیزد.

🔻 نحوه‌ی خواندن کتاب پاپاپیون

سعی کنید این کتاب و سایر کتاب‌ها را متناسب با حال و هوایی بخوانید که هر کتاب دارد. برای این کار لازم است خودتان آن‌ها را قبلا با دقت بخوانید تا بر آن‌ها تسلط داشته باشید و بتوانید توجه و علاقه‌ی کودک را برانگیزید. همواره به یاد داشته باشیم که لذت بردن او از درگیر شدن به هر کتاب، اصلی‌ترین و نخستین شرط آموزش و یادگیری موفق اوست.

همین که او از یادگیری لذت ببرد و خوشحال باشد یعنی رسیدن به قله‌ی کار. حتی اگر به زعم و تصور خودمان، خوب یاد نگرفته باشد. حتی اگر هیچ چیز یاد نگرفته اما لذت برده باشد، عالی‌ست. او هزار سال وقت دارد تا همه چیز را یاد بگیرد. همان خوشحالی او ضامن چنین نتیجه‌ای خواهد بود.

بعد از آن که یکی دو دقیقه درباره‌ی پیون‌ها توضیح دادید شروع به خواندن کتاب برایشان کنید و هم‌زمان تصویرهای همان صفحه را نشان دهید. هنگامی که برای اولین بار ماماپاپیون را نشان می‌دهید بگویید این پیون۱ است. پاپاپاپیون را نیز بگویید پیون۲ و بعد از آن هر پیون که بالای سکو آمد نام او را بگویید و هم‌زمان انگشتتان روی خط‌های بدنش بکشید و بگویید ببین این پیون۳ است و روی کاغذ (یا تخته) هم بنویسید پیون۳. تا با شکل ۳ آشنا شود و توضیح دهید: چون سه طرف یا سه خط دارد. همین کار را در مورد سایر پیون‌ها تا پیون۹ انجام دهید.

اگر در مناطقی هستید که زبان مادری غیرفارسی است، ماما و پاپا را برایشان معنی کنید. همین‌طور کلمه‌ی پاپیون را که به معنای پروانه است.

پس از مهارت شناخت و خواندن اعداد ۱ تا ۹، مهارت مهم دیگر نمایش کار جمعی است که یکی از آن کارها به این صورت است که همه جمع شده‌اند تا با هم نام کودک را انتخاب کنند و دیگری موقعی‌ست که نظرشان را در موردی ابراز می‌کنند (و هر بار دو بار هم می‌گویند). این‌ها را سعی کنید ریتمیک بگویید تا کودک (یا کودکان) هم آن را تکرار کنند. اصلا اصراری نداشته باشید و لازم نیست آن عبارات را حفظ کنند. همین که بلافاصله پس از شما آن‌ها را تکرار کنند و سعی کنند همان ریتم و حالت شما را داشته باشند کافی‌ست.

🔷 بعد از آن می‌توانید نظر بچه‌ها را در مورد قسمت‌ها و عناصری از کتاب بخواهید و بگذارید نظرشان را کامل اعلام کنند و سعی کنید تا جایی که می‌شود، کودکان در مسیری هدایت کنید که با هم‌دیگر درباره‌ی هر نظر گفت‌وگو کنند.

نویسنده: سیدرضا تهامی


مطالب مرتبط:

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس اولی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس دومی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس سومی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس چهارمی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس پنجمی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس ششمی ها

لذت بردن از روان‌خوانی کلاس اول

صحنه‌ای که مادر و پدر نگاه می‌کنند و فرزند کلاس‌‌اولی‌شان دارد خیلی روان، متنی را به‌تنهایی می‌خواند، یکی از جذاب‌ترین صحنه‌هایی‌ست که هر مادر و پدری آرزوی دیدنش را دارد: «پس برای چی این همه ذوق داریم که او زودتر خواندن را یاد یگیرد»!

🔻 چگونه روانخوانی کلاس اول محقق می‌شود؟

قبل از این‌که روانخوانی اتفاق بیفتد، گذر از دو مرحله لازم است:

➖ شناسایی کامل حداقل نیمی از نشانه‌ها


(وقتی می‌توان از «روانخوانی» دانش‌آموز کلاس‌اولی ذوق‌زده شد که او بتواند متنی پنج شش خطی را که حداقل سی چهل کلمه دارد به راحتی بخواند.)
این اتفاق خوشایند در حوالی درس‌های یازده تا سیزده کتاب درسی می‌تواند رخ بدهد.
البته اگر بعد از آن نیز بود عیبی ندارد.

➖گذر از روخوانیِ با تامل


به هیچ‌وجه نباید برای گذشتن او از چنین مرحله‌ای عجله نشان دهیم و او را دچار استرس و دست‌پاچگی کنیم.
تامل در این مرحله و نیز در مراحل بعد (حتی وقتی او با تسلط روانخوانی می‌کند) لازم است. هر تامل با عمق بیشتری موضوع را در ذهن او حک می‌کند.
البته هر چه می‌گذرد مدت زمان تامل او کم‌تر می‌شود. بدون آن‌که از کیفیت آن کاسته شود.
قرار دادن متن‌ها و کتاب‌های متناسب با این مرحله به او کمک می‌کند که سریع‌تر این مرحله را رد کند.
درس‌های اول تا دهم کتاب سواد خواندن اول (دبستانک) کاملا برای این کارکرد طراحی شده است.




استفاده از تصویر به جای کلمه‌هایی که هنوز نشانه‌هایش را را نخوانده است.
این کار مشابه همان چیزی‌ست که در مورد حل‌کردن جدول‌های کتاب یادگیری متقاطع کلاس اول گفتیم:
تمرکز روی هر تصویر، / به یاد آوردن نام آن / سپس نوشتن آن در جدول به صورت حروف و صداهای مجزا
منتهی در این‌جا به جای نوشتن، آن واژه را می‌خواند.



🔷 ضرب‌المثل «کار نیکو کردن از پر کردن است» را همواره به یاد داشته باشید. هر چه بیشتر بخواند، بهتر می‌خواند.

نویسنده: سیدرضا تهامی

جدول کلاس اول دبستان یادگیری متقاطع

تاثیر شگفت‌انگیز کتاب یادگیری متقاطع

♦️ تقویت روان‌خوانی کلاس اول

کتاب یادگیری متقاطع (جدول‌های آموزشی) برای کلاس اولی‌ها تاثیر شگفت‌انگیزی در بهبود تقویت روان‌خوانی کلاس اول دبستان و طبعا برای تقویت روخوانی کلاس اول دارد.

🔻 تقویت روان‌خوانی کلاس اول با جدول

نکته‌ی جالب در این است که جدول‌های یادگیری متقاطع اول دبستان اصلا شرح جدول ندارد! پس حل کردن جدول‌ها چگونه می‌تواند در بهبود روان‌خوانی و روخوانی کلاس اول موثر باشد؟

خیلی ساده است.

وقتی دانش‌آموز یکی از ردیف‌ها یا ستون‌های جدول را برای نوشتن پاسخ انتخاب می‌کند. به تصویری نگاه می‌کند که برای آن گذاشته شده است.
➖ تمرکز روی آن تصویر،
➖ به یاد آوردن نام آن
➖ سپس نوشتن آن در جدول به صورت حروف و صداهای مجزا
سه کار مهمی‌ست که او در طول حل جدول انجام می‌دهد.



🔻 نتایج تمرکز و نوشتن

این سه کار دو نتیجه‌ی مهم دارد.
الف- تمرین مدام تفکیک یک کلمه به حروف، صدای آن‌ها
ب- برقراری ارتباط دائمی میان تصویر و کلمه

🌿 در واقع او بعدا در متن‌هایی که می‌خواند با دیدن هر کلمه، تصویر مربوط به آن را نیز به یاد می‌آورد.
هر بار نیز که آن کلمه را ببیند زودتر از دفعه‌ی قبلی، چنین فرایندی را خیلی سریع در ذهن خود تصویر می‌کند
و هر بار این یادآوری بیشتر می‌شود.

🔷 به طور خلاصه، حل جدول‌ها ابتدا به تقویت روخوانی کلاس اول و سپس با تکرار این عمل، به تقویت روان‌خوانی کلاس اول می‌انجامد.



نویسنده: سیدرضا تهامی

پنج راهِ موثر برای روان‌خوانی کلاس اول

🔻۱. خواندن متن‌های کوتاه داستانی

هر چه تعداد این داستان‌ها و جذابیت‌ آن‌ها بیشتر باشد، کار دانش‌آموز در زمینه‌ی روان‌خوانی کلاس اول بهتر خواهد شد. در این زمینه می‌توان از کتاب سواد خواندن کلاس اول دبستان (نشر دبستانک) به عنوان بهترین کتاب روانخوانی اول دبستان نام برد. زیرا با دانش‌آموز با پاسخ دادن به پرسش‌های سازمان‌بندی شده (بر اساس حیطه‌های شناختی بلوم)، درک مطلب بهتری پیدا می‌کند. افزایش درک مطلب نیز به روان‌خوانی بهتر می‌انجامد.

🔻 ۲. حل جدول‌های کلمات متقاطع

چنین کاری باعث می‌شود که دانش‌آموز ضمن فکر کردن به یکی دو جمله (از شرح جدول) روی کلمه‌های خاصی (پاسخ‌های جدول) تمرکز کند. چنین توجهی، آن کلمه (و سپس کلمه‌های بعدی را) به گنجینه‌ی واژگان دانش‌آموز می‌افزاید. کتاب یادگیری متقاطع اول دبستان که هر جدول آن به یکی از درس‌های فارسی اول دبستان ارتباط دارد، مناسب‌ترین کتاب‌ جدولی در این زمینه است. زیرا هر یک از جدول‌ها از کلمه‌هایی تشکیل شده که دانش‌آموز با نشانه‌هایی که تا آن درس خوانده است می‌تواند آن‌ها را بنویسد.

🔻۳. چالش فکری با متن‌هایی که می‌خواند

هر چه درگیری ذهنی دانش‌آموز با متن بیشتر باشد و بتواند محتوای متن را به چالش بکشد و درباره‌اش فکر کند، در زمینه‌ی روان‌خوانی نیز مهارت و سرعت بیشتری خواهد یافت. کتاب فلسفیدن کلاس اول دبستان که متن‌هایش نشانه به نشانه با کتاب درسی فارسی جلو می‌رود، انتخاب مناسبی‌ست تا دانش‌آموز با کلمه‌ها و متن‌هایی سر و کار داشته باشد که در حد نشانه‌هایی است که تا همان‌جا خوانده و به تدریج جلو برود.

🔻 ۴. تمرین برای افزایش مهارت شعرخوانی

به همان ترتیب که شعر و شعرخوانی، در بافت چند هزار ساله‌ی فرهنگی ما جایگاه ویژه‌ای دارد و بخشی مهم از شخصیت‌ اجتماعی ما را می‌سازد، هم‌چنین شعرهای زیبا و ساده‌ای که در حد آموخته‌های کلاس اول باشد می‌توانند نقش مهمی در تقویت روان‌خوانی برای کلاس اول داشته باشد. به همین دلیل سه کتاب «شعربستنی» که حاوی اشعار زیبا و ساده و تصاویر رنگی متناسب است، می‌توانند به عنوان کتاب روان‌خوانی کلاس اولی‌ها مورد استفاده قرار گیرند.

🔻۵. شاهنامه‌خوانی کلاس اولی‌ها

کتاب‌های شاهنامه‌ی دبستانک برای کلاس اولی‌ها، شامل همه‌ی توضیحات و دلایلی است که در چهار راه قبلی روی آن‌ها تاکید شد. ضمن این که خواندن شاهنامه از اول دبستان، می‌تواند شاهنامه‌خوانی را در جامعه‌ی آینده نهادینه کند.

🔷 شاهنامه مهم‌ترین کتاب ایرانیان است و باید همه بتوانند آن را روان و محکم بخوانند.


کتاب هایی که در متن بالا توضیح داده شدند را می توانید در ادامه ببینید. با کلیک روی هر کتاب می توانید توضیحات و بخشی از داخل کتاب را مشاهده کنید.

ارسال پستی کتاب های دبستانک به همه جای ایران رایگان است. حتی اگر یک کتاب تهیه کنید.

برای خرید کتاب ها روی گزینه ی خرید کلیک کنید و سپس به سبد خرید در بالای صفحه رفته و خرید خود را تکمیل کنید.

در صورت نیاز به هرگونه راهنمایی بیشتر به پشتیبانی واتساپی دبستانک که در پایین صفحه می بینید پیام دهید..