درباره‌ی استعداد و هوش و تیزهوشان

🔷 یک

برخی مادرها و پدرها، حتی پیش از تولد فرزندشان، خواب هوش و استعداد بی‌نظیر او را می‌بینند. از آن زمان هم شروع می‌کنند رویاهای خود را منظم کنند و با دیگران به اشتراک بگذارند.
سه چهار سال یا ده سال بعد، وقتی می‌بینند که کودکشان از آن‌چه تصور می‌کردند پایین‌تر است، گناه را متوجه خود می‌بینند که به اندازه‌ی کافی برای پرورش استعدادهای او تلاش نکرده‌اند.
در واقع این نوع از والدین به چیزی که توجه ندارند، استعدادهای واقعی‌ است که کودکشان دارد.

🔻 استعداد، واقعا چیست؟

استعداد در خلاصه‌ترین تعریف، توانایی انجام شایسته‌ی یک کار است. هر کاری که باشد.
استعداد توانایی ایجاد تغییر در یک موضوع از حالت فعلی به حالتی دیگر است.
استعداد چیز عجیب و غریبی نیست که فقط بعضی‌ها داشته باشند.

🔻 به جرئت و با اطمینان می‌توان گفت که هیچ کودک بی‌استعدادی تاکنون در سراسر تاریخ و در همه‌ی جهان به دنیا نیامده است.

همه‌ی کودکان با استعداد هستند. حتی نه فقط در یک زمینه که در حیطه‌های مختلف.
مهم این است که بتوانیم استعدادهای هر کودک را بشناسیم.
مهم این است که بدانیم هیچ دو کودکی دارای استعدادهای یکسان نیستند.
مهم این است که بدانیم نه تنها کودکان که اصولا انسان‌ها را نباید با هم مقایسه کرد.
در طبیعت، شانزده میلیون رنگ مختلف شناخته شده است که همه از ترکیب سه رنگ اصلی به وجود می‌آیند.
همان‌طور که نمی‌توان گفت این رنگ از آن یکی رنگ بهتر یا مناسب‌تر است، استعدادهای مختلف در کودکان نیز تفاوت و مزیت ارزشی نسبی به هم‌دیگر ندارند.

➖ بسیاری از استعدادهایی که ظاهرا مطلوبیتی برای خانواده‌ها ندارند، اگر در بستر مناسبی پرورش یابند، برای دارندگانشان چنان موقعیت اجتماعی و درآمد بالایی به ارمغان می آورند که ده پزشک و مهندس آرزویش را داشته باشند.

🔻 رنگ و استعداد از یک نظر با هم تفاوت دارند.

مثلا خانم فرزانه. س. می‌تواند بگوید من رنگ آبی فیروزه‌ای را به رنگ زرد کهربایی ترجیح می‌دهم. خیلی هم خوب است.
این حق مسلم هر شخصی است که چند رنگ خاص را دوست داشته باشد و از چند رنگ دیگر بدش بیاید.
اما همین خانم فرزانه حق ندارد بگوید من استعداد طراحی را در فرزندم دوست ندارم و دلم می‌خواهد او استعداد ریاضی‌اش را تقویت کند. هم‌چنین، او نمی‌تواند بگوید به شما چه؟ فرزند خودم است. البته در عمل می‌تواند و می‌گوید و نتیجه‌اش همین می‌شود که تعداد بسیاری از این «فرزانگان» می‌خواهند به هر ضرب و زوری که شده، زرد کهربایی را به آبی فیروزه‌ای تبدیل کنند.

🔻 بنابراین گام ضروری یک معلم توانمند در تعامل با دانش‌آموزانش این است که بتواند استعدادهای عام و خاص هر یک از آن‌ها را تشخیص دهد و تا جایی که می‌تواند در پرورش آن‌ها بکوشد و هر جا نمی‌تواند جلوتر برود و خانواده‌ی کودک را در جریان بگذارد و در موارد خاص به اداره اطلاع دهد و سعی کند آنان را ترغیب کند که کاری برای آن کودک انجام دهند.
کار ساده‌ای نیست اما ممکن است و آن‌قدر شیرین است که به هر سختی و پافشاری می‌ارزد. مجموعه کتاب‌های دبستانک، ابزارهای مناسبی برای شما هستند که بتوانید استعدادهای مختلف کودکان را تشخیص دهید.

🔷 دو

مقوله‌ی «هوش» یکی از آن دکان‌های سه‌نبشی است که هزاران خانواده را در به در کالاهایی کرده است که بتوانند ابتیاع کنند و به خورد کودکانشان دهند تا …

🔻 هوش اساسا چیست؟

آیا باورتان می‌شود که بتوان برای یک عدد، این همه غوغا به پا کرد؟
هوش فقط یک عدد است. حاصل تقسیم یک کسر که مخرجش سن شناسنامه‌ای کودک و صورتش سن عقلی اوست.
مثلا اگر کودک ۱۲ ساله‌ای، سن عقلی‌اش ۱۴ ساله باشد، حاصل تقسیم ۱۴ بر ۱۲ و ضرب در ۱۰۰، می‌شود حدود ۱۱۶ که می‌گویند بد نیست و اگر سن عقلی‌اش ۱۵ ساله باشد، می‌شود ۱۲۵ (که می‌گویند خوب است). اگر سن عقلی‌اش ۱۸ ساله باشد که حاصل این تقسیم (یعنی آی‌کیوی کودک) ۱۵۰ می‌شود که خیلی خوب و عالی است و چنین است و چنان است.


🔻 واقعیت این است که همه‌ی این اعداد به دست آمده و همه‌ی نتیجه‌گیری از آن، یک شیادی و در بهترین وضع، گول زدن خود با روش‌های نادقیق است. این آزمایش‌ها به هیچ وجه نمی‌تواند بگوید که سن عقلی کودک چه‌قدر است؟ می‌دانید چرا؟
به این دلیل ساده که نرم‌افزار‌های تشخیص‌دهنده‌ی این سن، از روی نتایج و پاسخ‌های صدها کودک (یا نحوه‌ی عملکرشان) به یک سری سوال این تشخیص را انجام می‌دهند. اطلاعات موجود در نرم‌افزار نیز بر اساس اطلاعات چند صد کودک آمریکایی جمع‌آوری و داده شده است که بر اساس آن‌ها نتیجه گرفته‌اند که مثلا یک کودک ده ساله، چنین سوال‌هایی را در چنین زمانی و با چنین نحوه‌ی عملکردی پاسخ می‌دهد. در حالی که کودک ایرانی در جامعه و فرهنگی دیگر تربیت شده و نوع مشخصات ذهنی‌اش با آن کودکان یکسان نیست. تازه این نتایج در همان آمریکا نیز قابل اتکا نیست. چون جامعه‌ی آمریکا را افرادی از نژادها و قوم‌های بسیار متنوعی تشکیل می‌دهند و میانگین‌گیری فلان واکنش یا فلان مدت اصلا قابل اتکا و درست نیست.

🔻 اما این کار در آمریکا رواج دارد و در ایران نیز سال‌هاست که رواج یافته است. چنین رواجی دو دلیل دارد. دلیل اول این‌که تعدادی از جواب‌ها به دلیل ویژگی‌های مشترک، نزدیک به واقعیت است. در حالی که بدون این نوع آزمایش‌ها نیز خانواده‌ها می‌توانند همین طوری هم تشخیص دهند که احمد نسبت به حسن، قدرت بیان و تشخیص و هوش بهتر و بیشتری دارد.
اما دلیل دوم که بسیار مهم‌تر است، پول فراوانی است که در این میان رد و بدل می‌شود. از تست آی‌کیو گرفته تا هزینه‌های سرسام‌آور به اصطلاح آموزش‌هایی که بتوانند به خیال آن‌ها آی‌کیو و هوش کودک را ارتقا دهند.

🔷 سه


🔷 تیزهوشان و سودجویان

در شرایط نرمال و عادی، کودکی که با تعاریف پیش‌گفته، هوش و استعداد و گیرایی بیشتری نسبت به سایر کودکان دارد، اتفاقا برایش بهتر است که در مدارس عادی و در کنار سایر دانش‌آموزان درس بخواند و تحصیل کند. در چنین مراکزی او که در درس‌ها یک سر و گردن بالاتر از دیگران است، دارای اعتماد به نفسی می‌شود که او را در مراحل دیگر زندگی یاری می‌کند. وظیفه‌ی ما معلمان در قبال چنین دانش‌آموزانی این است که اولا راه رشد بیشتر او را نبندیم و با طراحی انواع پژوهش‌ها و تحقیق‌ها و در اختیار گذاشتن کتاب‌های بیشتر، چشم‌انداز او را از جهان هر چه وسیع‌تر کنیم و در خود کلاس نیز از این دانش‌آموزان به عنوان همیاران خود استفاده کنیم و بتوانیم به والدین چنین کودکانی توضیح دهیم که اگر فرزندش مقداری از وقت خود را صرف پژوهش یا کمک به دیگر کودکان می‌کند، از کار خودش عقب نمی‌ماند و درس‌ها را بهتر یاد می‌گیرد. چون انسان وقتی چیزی را یاد می‌گیرد که دارد آن را به دیگران آموزش می‌دهد یا دارد درباره‌اش تحقیق می‌کند.

➖ اما متاسفانه گرایشی قوی نیز وجود دارد که چنین کودکانی را در مراکز تیزهوشان جمع می‌کند. با این دلیل که بتوان به چنین کودکانی بهتر رسید. این دلیل کاملا نادرست و اشتباه است.

➖ کودکی که مثلا در دبستان شاگرد زرنگ بوده و کلی کیا و بیا داشته است، حالا به کلاسی می‌رود که دیگر آن موقعیت قبلی برایش فراهم نیست و همه‌ی دانش‌آموزان درسشان خیلی خوب است و برخی خیلی بهتر از او هستند.
در چنین کلاس‌هایی به جز چند نفر که در این کلاس نیز قوی‌تر از سایرین هستند، بقیه دچار نوعی سرخوردگی می‌شوند.

🔷 چنین تغییراتی در روح و روان کودکان را خانواده‌هایشان می‌بینند و بر فشارهای خود بر کودک بینوا می‌افزایند و اکثرا موفق می‌شوند او را به طور مصنوعی تبدیل به ماشینی کنند که مرتب مساله حل می‌کند. مرتب این کتاب و آن کتاب کمک درسی را می‌خواند و … کودکی‌اش تباه می‌شود.

ارتباط گردشگری و موزه‌ها

شاید قبلا با شش کتاب گردشگری آشنا شده باشید. به هر حال در همین صفحه می‌توانید به آن‌ها مراجعه کنید و محتوا و فرم آن شش کتاب را ببینید.



درباره‌ی گردشگری و نیز درباره‌ی موزه‌ها، به ویژه موزه‌های تهران، مطالبی داشته‌ایم و این بار می‌خواهیم ارتباط این دو مقوله را بررسی کنیم.

۱٫ هر موزه، یک جاذبه‌ی گردشگری‌ست

هر موزه‌ای، با هر موضوعی و در هر منطقه‌ای که باشد، خود یک جاذبه‌ی گردشگری بسیار دیدنی‌ست. ساعاتی را که در یک موزه می‌گذرانیم و مشاهده‌ی مجموعه‌ای هماهنگ از صدها یا چند هزار شیئی یا اثر دیدنی، اوقات مفرحی را برای بازدیدکننده ایجام می‌کند و چیزهای بسیاری را به او می‌آموزد.

۲٫ هر کتاب گردشگری نوعی موزه است

متقابلا هر یک از شش کتاب گردشگری علاوه بر کارکردهایی که دارند، به تنهایی نیز یک موزه به‌شمار می‌رود. گردآوری مجموعه‌ای هدفمند و خواندنی از مطالب گردشگری، چه در مورد موضوع گردشگری و چه در مورد انواع جاذبه‌های دیدنی گردشگری که در این کتاب‌ها مورد بررسی قرار گرفته است نظم کتاب‌ها نیز که کاملا منطبق با فصل‌بندی برنامه‌ی درسی در سه کتاب ریاضی، علوم و فارسی‌ست، یادگیری آن‌ها را برای دانش‌آموز بسیار آسان در عین حال جذاب می‌کند.

۳٫ آموزشی با موضوع مشترک

هم گردشگری و هم موزه‌ها، در هر صورت و به هر شکل، آموزش‌هایی هستند که در قالب‌هایی نرم و دوست‌داشتنی آموزه‌های خود را بیان می‌کنند.

صرف وقت در موزه‌ها و رفتن به نقاط و اماکن دیدنی و گردش در آن‌ها، برای بازدیدکننده‌ی موزه و گردشگران (در هر نقطه) جذابیتی دارد که تاثیر آموزشی آن‌ها را بیشتر می‌کند.

جنبه‌ی آموزشی موزه‌ها، تقریبا در مورد همه‌ی موزه‌ها امری‌ست که کاملا محسوس است و فهمیده می‌شود. در مورد گردشگری نیز (به هر شکل و هر مدت و در هر نقطه) دقیقا این جنبه‌ی آموزشی وجود دارد و فرهنگ مردم ایران، به خوبی این مساله را بیان کرده است. وقتی شاعر می‌گوید«بسیار سفر باید تا پخته شود خامی» یا این‌که می‌گویند، «آدم‌ها را در سفر باید شناخت» موید این نظر است. حتی اصطلاحاتی چون «جهان‌دیده» که به معنای عاقل و باتجربه به کار می‌رود، نشانه‌ی اطلاع اجداد، از فواید آموزشی سفرهاست.

برای سفر و گردشگری در زندگی خود سهم و ارزش بیشتری قائل شوید.

هم‌چنین بازدید از موزه‌ها را به طور مدام در برنامه‌ی اوقات خود قرار دهید. این دو موضوع کمک می‌کند تا در تربیت و پرورش دانش‌آموزان از همراهی صدها و هزاران نفر برخوردار شوید.

معرفی کتاب برای تقویت خلاقیت؟

یکی از اشتباهاتی که برخی مادران و پدران انجام می‌دهند، جست‌وجوی کتاب‌های خاص برای تقویت خلاقیت فرزندانشان است. آنان بهترین چیزها و نیکوترین آینده را برای فرزندانشان می‌خواهند و به درستی معتقدند که افرادی با خلاقیت بالا، امکان بیشتری برای سهم بردن از موفقیت‌های جهان دارند.
اما این دانسته و حکم صحیح را با روشی اشتباه و از طریقی ناصواب پی می‌گیرند. آنان گمان می‌کنند که کتاب و کتاب‌های خاصی وجود دارند که می‌توانند بهترین و کوتاه‌ترین راه را برای دستیابی به خلاقیت بیشتر به آن‌ها نشان دهد. و درست در همین نقطه است که برخی به اصطلاح «ناشران» و مثلا «نویسندگان» نیز از این اشتباه بزرگ سود می‌برند و سالانه صدها عنوان کتاب را در صدها هزار نسخه کتاب به ارزشی معادل ده‌ها میلیارد تومان با عنوان‌هایی دهان پرکن و مربوط به آموزش راه‌های رسیدن به خلاقیت روانه‌ی بازار می‌کنند. بسیاری والدین نیز با شوق و ذوق این کتاب‌ها را می‌خرند و خوشحالند که کار باارزشی برای کودکان خود انجام داده اند.

آرزویشان این است که خلاقیت ذهنی فرزندشان رشد یابند و او فردی خلاق شود که بتواند به چستی و چالاکی همه‌ی مسائل زندگی‌اش را حل کند و همه‌ی موانع را پشت سر بگذارد.
آیا در عمل چنین می‌شود؟

🔷 دنبال چه می گردند؟


تاکنون چند بار در جلسات پرتعداد اولیا (و چند باری نیز در جلسات معلمان) از حاضران پرسیده‌ایم که «خلاقیت چیست؟» و متاسفانه هیچ‌گاه تعداد کسانی که پاسخ دقیق یا نزدیک به معنای واقعی خلاقیت را می‌دانستند به تعداد انگشتان دو دست یک نفر نرسیده است.
آنان که دوست دارند خلاقیت فرزندشان را افزایش دهند و برای او تصورات شیرینی در سر می پرورانند، تعابیر یکسانی از نتیجه‌ی کار ندارند و در این که فرزند خلاق‌شده‌شان قرار است چه کارهایی را انجام دهد (یا دقیق‌تر بگوییم: به نمایش بگذارد) با هم اتفاق نظر ندارند و ذهنیت هر گروه، نتیجه‌ی متفاوتی نسبت به سایرین را دنبال می‌کند.

🔻 حل مسائل دشوار؟

خیلی‌ها گمان می‌کنند خلاقیت به معنای حل مسائل دشواری‌ست که از عهده‌ی دیگران برنمی‌آید. این گمان البته مقداری از عناصر واقعیتِ خلاقیت را در خود دارد. کسانی که ذهن خلاقی دارند بهتر از دیگران از پس مسائل دشوار برمی‌آیند. اما تکیه بر این توانایی باعث می‌شود که والدین عزیز، ذهن و روان فرزندانشان رابه طور مکانیکی با همان کتاب‌ها و منابعی پر کنند که همان ناشران و نویسندگان مورد اشاره به بازار می‌ریزند.
مساله‌ی دشوار به شرطی در مراحلی مفید است که در درجه‌ی اول «مساله» باشد. اما بسیاری از این به ظاهر مسائل، اصلا مساله نیستند و به عمد و با ترفندهای خاص، دشوار شده‌اند تا مهم و مفید جلوه کنند.

🔻 تقویت تفکر؟

البته که خلاقیت با تفکر قوی همراه است اما تفکر، مفهومی خاص و جداگانه از سایر فعالیت‌های زندگی انسان نیست و کم تر کاری را بدون تفکر می‌توان به خوبی انجام داد. حتی انجام کارهای روزمره و ساده و تکراری که نیازی به خلاقیت خاصی ندارد، بدون فکر (کم یا زیاد) ممکن نیست. یعنی یعنی تفاوت خلاقیت داشتن و خلاق نبودن، بودن یا نبودن تفکر نیست. از همه مهم‌تر این‌که قبل از تفکر در مورد هر چیزی باید علت و نیازی خاص برای آن وجود داشته باشد. لین نکته از آن موردی‌ست که باید درباره‌اش بسیار بگوییم. البته نه در این یادداشت که هدفی دیگر را تعقیب می‌کند.

🔻 خلق ایده‌های شگفت‌انگیز (محیرالعقول)؟

ایده‌های شگفت‌انگیز و محیرالعقولی که درست هم باشند، معمولا از جانب کسانی صادر می‌شود که خلاق هستند اما عکس آن صادق نیست. بسیاری از کسانی که خلاق هستند و خلاقیت فراوانی هم دارند، اهل صدور ایده‌های محیرالعقول نیستند و فکرشان در فضایی سیر می کنند که کارها و جهان را برای مردم ساده‌تر و بهتر کنند. اگر چیزی واقعا شگفت‌انگیز است دقیقا همین است. برای آنان هیچ چیز شگفت‌انگیزتر از این نیست که در حل مسائل واقعیِ دنیای واقعی از راه‌های موثر و نوآورانه تلاش کنیم.

🔻 کشف راه‌های تازه؟

این جواب بیشتر از پاسخ‌های قبلی به واقعیتِ خلاقیت نزدیک است اما هنوز تا ادای دین به این مفهوم فاصله‌ی زیادی دارد. بله کسانی که ذهن خلاقی دارند بیشتر از دیگران و بهتر از دیگران به دنبال راه‌های تازه برای رفع موانع یا دور زدن آن ها هستند. اما اولا این تعریف بیانگر همه‌ی ویژگی‌های ذهن خلاق نیست و ثانیا همیشه راه‌های تازه به معنای راه‌های بهتر نیست.

🔻 سایر مقاصد

به‌جز چیزهایی که گفته شد و هر کدام مقداری به واقعیت تفکر نزدیک هستند، معانی متفاوت دیگری هم برای خلاقیت گفته می‌شود که از ذکر آن‌ها به دلیل بی‌ربط بودن خودداری می‌کنیم.

ممکن است سوال شود پس خلاقیت واقعا چیست و چگونه می‌توان خلاقیت کودک را کشف و آن را بیشتر کرد. در ادامه به این سوال می‌پردازیم. شناختن خلاقیت و خلاق‌ها کار بسیار ساده‌ای‌ست.
مصداق‌ها و مظاهر ظهور خلاقیت، روزانه در برابر چشمانمان هستند و ده‌ها بار آن‌ها را می‌بینیم.

🔷 خلاقیت واقعا یعنی چه؟

تعریف خلاقیت بسیار ساده و معمولی است:


خلاقیت یعنی نگریستن به مساله‌ای از هزاران مساله‌ی زندگی خودمان و دیگران، از زاویه‌ای که کسی تاکنون استفاده نکرده یا کم‌تر مورد استفاده قرار گرفته است.

با این هدف که راه‌حل‌های بهتری از راه‌حل‌های موجود پیدا و استفاده شود.

🔷 چگونه می‌توان خلاق یا خلاق‌تر شد؟

باز هم بسیار ساده است. با استفاده‌ از تجربه‌های قبلی دیگران و تلاش برای تایید آن تجربه‌ها یا پیداکردن راه‌هایی بهتر.

اکثر تجربه‌های دیگران به شکل کتاب یا مقاله مکتوب شده و باید خوانده یا دقیقا شنیده شوند.
بله باز هم به خواندن کتاب رسیدیم. اما نه آن‌طور کتاب‌ها که مدعی آموزش! خلاقیت هستند.

بلکه هر کتابی که دوست داریم و حاوی تجربه‌های مفید است. هر کتاب علمی، ادبی یا هنری می‌تواند به اندازه‌ی خود ما را در کشف جهان و یافتن شیوه‌های نوین نگرش به مسائل کمک کند.

🔷
✳️ و در درجه‌ی اول …

باید انسان‌ها و جهان و آینده‌ را دوست داشته باشیم. تا حل هر مساله‌ای که به بهبودی حال جهان و انسان‌ها کمک می‌کند، نیاز درجه‌ اول ما باشد. تا این نیاز را حس نکنیم و برایمان مهم نشود، چشمه‌ی خلاقیت به جوشش در نمی‌آید، زوایای تازه را پیدا نمی‌کنیم و راه بهتری را نمی‌یابیم.

اما اشتباه نشود. منظور این نیست که آن مساله و نیاز باید از مهم‌ترین مسائل جهانی یا ملی باشد. البته به آن‌جا هم می‌رسیم اما در درجه‌ی اول باید از عهده‌ی ساده‌ترین و معمولی‌ترین مسائل دور و برمان برآییم.

مثلا اگر به علوم علاقه داریم دنبال داستان‌ها و کتاب‌ها و وقایعی باشیم که هم خودمان چیزهای بیشتری یاد بگیریم و هم دیگران را به علوم مختلف (ریاضی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و …) علاقه‌مند کنیم.
مثلا دنبال این باشیم که چرا خیلی‌ها از ریاضی (که از قند هم شیرین‌تر است) هراس دارند چرا آن را سخت می دانند و …
به‌ویژه هر رمان خوب که حاوی ده‌ها و صدها تجربه‌ی نویسنده است می‌تواند ما را به دنیایی ببرد که بهترین جا برای کشف خودمان و بروز خلاقیت‌هایمان باشد.

بازهم در این موضوع بحث خواهیم داشت.

نویسنده: سیدرضا تهامی


مطالب پربازدید دبستانک

۱۰ کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس اول

کتاب تقویت روخوانی کلاس اول

تقویت درک مطلب دبستانی ها

بهترین کتاب روانخوانی اول دبستان

خرید کتاب کودک

۴ کتاب تقویت درک مطلب کلاس اول

جدول کودکانه برای اول تا ششم دبستان

فلسفیدن برای اول تا ششم دبستان

روانخوانی کلاس اول

شاهنامه کودکان

روانخوانی کلاس دوم

تقویت روان‌خوانی بدون خواندن!

تعجب نکنید. حتی پیش از آموزش نشانه‌های زبان فارسی (یا هر زبان دیگر) به کودک می‌توان به او کمک کرد که در روخوانی و روان‌خوانی کلاس اول ، روانخوانی کلاس دوم (و نیز در پایه‌های بعدی) موفق باشد.
این کار را شما می‌توانید حتی قبل از دوره‌ی پیش‌دبستانی شروع کنید. می‌توانید آن را حتی قبل از رفتن به مهدکودک شروع کنید. حتی خیلی پیش از آن، یعنی از وقتی نوزاد به دنیا می‌آید!

🔻 چرا تعجب می‌کنید؟

واقعا می‌توان از همان وقتی که کودک هنوز نوزاد است به او کمک کرد که از عهده‌ی روخوانی کلاس اول (و بعد در سایر پایه‌ها) به خوبی برآید.
پس اگر بگویم که این کار را حتی می‌توانید از دوران جنینی او (هنگامی که در شکم مادرش است) شروع کرد چه‌قدر تعجب می‌کنید؟
یعنی شما می‌توانید و به خوبی هم می‌توانید، از همان دوران جنینی و نوزادی کاری کنید کارستان. کارهایی که باعث شود که روان‌خوانی او در کلاس اول تقویت شود.

🔻 چگونه این کار امکان دارد؟

خیلی ساده. با گوش کردن و البته به خوبی گوش کردن.
وقتی شما از همان ابتدا برایش داستان و شعر بخوانید، مرتب و شمرده هم بخوانید و این کار را سال‌های بعد به طور مداوم انجام دهید، علاوه بر مهارت‌ها و دانستنی‌هایی که از آن متن‌ها یاد می‌گیرد، به طور مداوم نیز دارید روان‌خوانی‌اش را تقویت می‌کنید.
گوش دادن دروازه‌ی ورود به دنیای «خواندن» است.
اگر شما خوب بخوانید و او خوب گوش دهد، وقتی به کلاس اول رسید، از همان ابتدا، خواندنِ هر کلمه‌ای را که می‌آموزند، یاد می‌گیرد و به خوبی آن را تشخیص می‌دهد و بیان می‌کند.

🔻 چگونه می‌توانیم خوب بخوانیم؟

خیلی ساده است. همان‌طور که یک متن را برای یک بزرگسال با دقت و شمرده شمرده می‌خوانید تا او همان نکته‌ای را که منظور شماست دریابد، به همان ترتیب نیز برای فرزندتان بخوانید. حتی وقتی در شکم مادر است. مطمئن باشید که او همان زمان که در حال لگد زدن است با دقت نیز گوش می‌دهد!
به هیچ وجه سسعی نکنید مثلا «بچگانه» بخوانید. عادی بخوانید.
البته خواندن ریتمیک و با احساس بسیار نتیجه را بهتر می‌کند اما سعی کنید همه‌ش کلمه‌ها را از همان اول به درستی بیان کنید.

🔻 او خوب «گوش دادن» را چگونه فرامی‌گیرد؟

مطمئن باشید او از همان ابتدا خوب گوش دادن را بلد است.
گوش دادن دروازه‌ی ورود او به دنیای جدید و شناخت آن است.
شما خوب بخوانید، او خوب گوش خواهد داد.

🔻 ویژگیِ کودکانی که روان‌خوانی‌شان خوب است

کودکانی که روان و خوب می‌خوانند، کودکانی هستند که قبلا سال‌ها به داستان‌ها و شعرهایی که برایشان خوانده‌اند گوش داده‌اند. همواره منتظر بوده‌اند که شکل هر کلمه را که می‌شنوند، بشناسند. همواره منتظر زمانی بوده‌اند که بتوانند خودشان آن کلمه‌ها را به تنهایی بخوانند.

🔻 معجزه‌ی حرکات انگشتان شما

وقتی دارید کتاب یا شعری را برای کودکِ مثلا چهار یا پنج ساله‌تان می‌خوانید، هم‌زمان با پیش‌رفتن متن، نوک انگشتان خود را روی کلمه‌هایی حرکت بدهید که دارید می‌خوانید.
توقع نداشته باشید و از او نخواهید در چهار سالگی خواندن همان کلمه را یاد بگیرد. بگذارید او صدها بار و صدها بار انگشت شما را موقعی که مثلا دارید می‌خوانید «بنابراین» زیر کلمه‌ی «بنابراین» ببیند. کم‌کم و به تدریج بسیاری از کلمه‌ها را یاد می‌گیرد اما به هیچ عنوان هوای سنجش او به مغزتان نزند که از او بخواهید بگوید این یا آن کلمه چیست؟
همه‌ی کار را به خودش واگذارید. خودش خواهد دانست که چه زمانی خواندنِ مستقل را شروع کند.

🔻 به حافظه‌ی کودک اعتماد کنید

هر کتابی را که برایش بخوانید، همه‌ی آن داستان با همه‌ی کلمه‌هایش می‌رود و در جای مناسب در حافظه‌اش می‌نشیند. همین طور شکل همه‌ی کلمه‌هایی که دیده است به صورتی کمرنگ در حافظه‌ی او نقش می‌بندد که البته یادآوریش برای کودک هنوز بسیار زود است. به همین دلیل اگر همان موقع از او بخواهید حالا تو بخوان، مسلما نمی‌تواند.
اما با خواندن کتاب‌های متعدد برای او به تدریج و خیلی آهسته اما مداوم، صوت و تصویر هر کلمه برای او پررنگ‌تر می‌شود. این کار، کاری نیست که به یک روز و دو روز میوه‌اش را مزه کنید. چیزی‌ست که به روزگاران بر دل می‌نشیند (سعدی! به روزگاران مهری نشسته بر دل) اما وقتی نشست، دیگر از دل بیرون نمی‌رود.

🔻 چه کتاب‌هایی برایش بخوانیم؟

هر کتابی که خواندن آن کودک را به وجد بیاورد، بسیار خوب است. اگر از شما بخواهد «دوباره بخوان» که دیگر عالی‌ست. مهم این است که مدام صوت کلمه‌ها را بشنود و اگر دوست داشت شکلشان را هم ببیند.
سال‌ها بعد در اول دبستان شنیدن مجدد هر کلمه‌ای که که قبلا طی نقل داستان‌ها بارها از شما شنیده است آن‌چنان او را به وجد می‌آورد که توضیحات آموزگار که دارد آن را روی تخته می‌نویسد و بخش می‌کند و صداهایش را می‌کشد، برای همیشه بر جانش حک می‌شود.
پس از آن هر کجا آن کلمه را ببیند بی‌درنگ آن را می‌خواند.
اگر کتاب هایی که برایش خوانده‌اید زیاد باشد. صوت و تصویر همه‌ی کلمه‌هایی که آن زمان در هر متن کلاس‌ اولی می‌خواند، در حافظه‌اش ثبت است. همه‌ را پشت هم می‌خواند. هر متنی را روان می‌خواند.
بعدا در این مقوله باز هم خواهیم نوشت اما در این‌جا مناسب است که یک نمونه‌ی داستانی را برای کودک پنج یا شش ساله‌ی شما (یا حتی در سن کمتر) معرفی کنیم و مروری بر شیوه‌ی خواندنش داشته باشیم.
کتاب «پاپاپیون به دنیا می‌آید» نخستین کتاب از مجموعه‌ی کتاب‌های پاپاپیون است که در بحث روان‌خوانی بدون خواندن به شما کمک می‌کند. داستانی فانتزی که می‌تواند (به احتمال زیاد) علاقه‌ی فرزند شما را برانگیزد.

🔻 نحوه‌ی خواندن کتاب پاپاپیون

سعی کنید این کتاب و سایر کتاب‌ها را متناسب با حال و هوایی بخوانید که هر کتاب دارد. برای این کار لازم است خودتان آن‌ها را قبلا با دقت بخوانید تا بر آن‌ها تسلط داشته باشید و بتوانید توجه و علاقه‌ی کودک را برانگیزید. همواره به یاد داشته باشیم که لذت بردن او از درگیر شدن به هر کتاب، اصلی‌ترین و نخستین شرط آموزش و یادگیری موفق اوست.

همین که او از یادگیری لذت ببرد و خوشحال باشد یعنی رسیدن به قله‌ی کار. حتی اگر به زعم و تصور خودمان، خوب یاد نگرفته باشد. حتی اگر هیچ چیز یاد نگرفته اما لذت برده باشد، عالی‌ست. او هزار سال وقت دارد تا همه چیز را یاد بگیرد. همان خوشحالی او ضامن چنین نتیجه‌ای خواهد بود.

بعد از آن که یکی دو دقیقه درباره‌ی پیون‌ها توضیح دادید شروع به خواندن کتاب برایشان کنید و هم‌زمان تصویرهای همان صفحه را نشان دهید. هنگامی که برای اولین بار ماماپاپیون را نشان می‌دهید بگویید این پیون۱ است. پاپاپاپیون را نیز بگویید پیون۲ و بعد از آن هر پیون که بالای سکو آمد نام او را بگویید و هم‌زمان انگشتتان روی خط‌های بدنش بکشید و بگویید ببین این پیون۳ است و روی کاغذ (یا تخته) هم بنویسید پیون۳. تا با شکل ۳ آشنا شود و توضیح دهید: چون سه طرف یا سه خط دارد. همین کار را در مورد سایر پیون‌ها تا پیون۹ انجام دهید.

اگر در مناطقی هستید که زبان مادری غیرفارسی است، ماما و پاپا را برایشان معنی کنید. همین‌طور کلمه‌ی پاپیون را که به معنای پروانه است.

پس از مهارت شناخت و خواندن اعداد ۱ تا ۹، مهارت مهم دیگر نمایش کار جمعی است که یکی از آن کارها به این صورت است که همه جمع شده‌اند تا با هم نام کودک را انتخاب کنند و دیگری موقعی‌ست که نظرشان را در موردی ابراز می‌کنند (و هر بار دو بار هم می‌گویند). این‌ها را سعی کنید ریتمیک بگویید تا کودک (یا کودکان) هم آن را تکرار کنند. اصلا اصراری نداشته باشید و لازم نیست آن عبارات را حفظ کنند. همین که بلافاصله پس از شما آن‌ها را تکرار کنند و سعی کنند همان ریتم و حالت شما را داشته باشند کافی‌ست.

🔷 بعد از آن می‌توانید نظر بچه‌ها را در مورد قسمت‌ها و عناصری از کتاب بخواهید و بگذارید نظرشان را کامل اعلام کنند و سعی کنید تا جایی که می‌شود، کودکان در مسیری هدایت کنید که با هم‌دیگر درباره‌ی هر نظر گفت‌وگو کنند.

نویسنده: سیدرضا تهامی


مطالب مرتبط:

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس اولی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس دومی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس سومی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس چهارمی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس پنجمی ها

کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس ششمی ها

چرا باید کودکان را به موزه‌ها ببریم؟

🔻 ۱. مصداق عملی یادگیری لذت‌بخش

کودکان در موزه‌ها بسیاری چیزها از زندگی گذشتگان سرزمین‌مان می آموزند. در درجه‌ی اول ویژگی مهم این آموزش، لذت‌بخش بودن آن است. انسان چیزهایی را که با شادی و لذت آموخته باشد، هیچ‌گاه فراموش نمی‌کند.

🔻 ۲. تنوع در موضوع‌های یادگیری

هر موزه، از اشیا و نشانه‌ها و آثار بسیار متنوعی تشکیل شده است. این تنوع، یادگیری مطالب مربوط به آن‌ها را بسیار آسان‌تر می‌کند.
تنوع موضوع‌های یادگیری و متنوع بودن آموخته‌ها، از شرط‌های مهم آموزش موفق هستند.

🔻 ۳. جست‌وجوی ارتباط های گذشته و حال

تقریبا همه‌ی چیزهایی که در موزه‌ها وجود دارد، در زندگی فعلی نیز و معمولا در اشکال تکامل‌یافته وجود دارد. به طور مثال قطعه‌ی سنگی تیز که به نوک چوبی بلند و عمود بر آن متصل شده است (جزو آثار پیش از تاریخ) می‌تواند کلنگ‌های امروزی را به ذهن بیاورد. جست‌وجوی این شباهت‌ها و یافتن این ارتباط‌ها، علاوه بر آن که ذهن کودکان را به سوی پژوهش پیش می‌برد، نوعی بازی بسیار مفید و سرگرم‌کننده است.

🔻 ۴. تخلیه‌ی انرژی‌های اضافی در کودکان

بازدید از موزه‌ مناسب برای کودکان از جمله فعالیت هایی‌ست که به خصوص اگر با کنکاش و دقت باشد، انرژی بسیاری از کودکان تخلیه می‌کند که به افزایش نشاط در آنان منجر می‌شود.

🔻 ۵. افزایش میزان توجه و دقت در کودکان

جذاب بودن سوژه‌های موجود در موزه‌ها، باعث افزایش توجه می‌شود و این افزایش توجه در صورت تکرار و مداومت در فعالیت‌های مختلف، ثمرات مهمی در زندگی حال و آینده‌ی کودکان دارد.

🔷 خودتان هم اگر کمی فکر کنید فواید دیگری نیز برای بازدید از موزه‌ کودکان پیدا می‌کنید.

آیا می‌دانید در محل زندگی شما یا در نزدیکی آن چه موزه‌هایی وجود دارد؟
چرا از این امکانات بسیار ارزان و بسیار جذاب استفاده نکنیم؟
تهرانی‌ها وقتی لیست موزه‌های تهران برای کودکان را می‌بینند از تعداد فراوان آن‌ها شگفت‌زده و حتی شوکه می شوند.

➖ برویم و ببینیم.

نویسنده: سیدرضا تهامی

آیا باور می‌کنید؟ که پدر یا مادری …

🔻اصلی‌ترین شرط یادگیری چیست؟

پاسخ این پرسش را خیلی‌ها از مادران و پدران می‌دانند. مادران و پدران دبستانکی که حتما می‌دانند: لذت بردن از یادگیری از خود یادگیری مهم‌تر است.
یعنی اصلی‌ترین شرط یادگیری این است که کودک از یادگیری لذت ببرد.

🔻 بله. تنها شرط نیست، اما …

بدیهی‌ست که «لذت‌بردن» تنها شرط برای یادگیری نیست. موضوع یادگیری باید یک یا چند شرط دیگر را هم داشته باشد: مفید بودن، ایجاد آرامش در یادگیرنده، رشد دهنده و …
مثلا رشته‌های هنری، ادبی، ورزشی، علمی و … به طور بالقوه واجد برخی از این شرایط هستند.

♥️ اما شرط اصلی کماکان این است: کودک خودش به رشته یا چیزی علاقه داشته یا علاقه‌ یابد و خلاصه آن‌که از انجام آن لذت ببرد.
وگرنه حتی بهترین چیزها نیز برای او زیان‌بار است.

تاکید داریم که خود او باید علاقه‌مند باشد
نه این‌که ما دوست داشته باشیم او در فلان رشته مهارت یابد.
نه این‌که ما تحقق آرزوهای خودمان را به اجبار و تمهیدات در او جست‌وجو کنیم.
نه این‌که ما بخواهیم مهارت و هنر او را وسیله‌ای کنیم برای نمایش در جمع‌های دوستانه و فامیلی و …

🟦 اما متاسفانه، هستند …

➖ ۱. والدینی که فرزندشان را مجبور می‌کنند به آن چیزی علاقه‌ داشته باشند که خودشان علاقه دارند.
اینان به روش‌های مختلف (حتی با ظاهر آزادمنشانه) سعی می‌کنند به فرزندشان بقبولانند که به فلان چیز علاقمندی (در واقع: باید باشی) و ..
این‌گونه والدین معمولا از هر تمهید تشویقی و تنبیهی برای موفقیت در این مسیر استفاده می‌کنند.

➖ ۲. والدینی که می‌خواهند و به جد هم می‌خواهند که کودکشان در زندگی بتواند به آرزوهای محقق نشده‌ی خود آنان جامه‌ی عمل بپوشاند.

➖ ۳. والدینی که فایده‌ی اصلی یادگیری این یا آن چیز توسط فرزندشان برایشان این است که هنر یا مهارت خاص او را در جمع‌های فامیلی یا جمع‌های دوستانه به نمایش بگذارند و پز بدهند.
نمایش‌هایی که معمولا با انگیزه‌ی قوی ناشی از چشم و هم‌چشمی برگزار می‌شود

➖۴. والدینی که …

🔷 همه‌ی والدینی که در بالا اشاره کردیم و گروه‌های دیگری که اشاره نکردیم اما کارهای مشابه با اینان انجام می‌دهند
بچه‌شان را بی‌نهایت دوست دارند.
هیچکس دیگر بچه‌ی آن‌ها را بیش از خودشان دوست ندارد.

اما از قدیم شنیده‌ایم و درست هم هست که:
دشمن دانا به از نادان دوست

به زبان ساده یعنی آسیبی که این نوع والدین به فرزندشان می‌زنند، هیچ دشمنی نمی تواند بزند.
آیا باور می‌کنید که یک مادر یا پدر بتواند برای فرزندش مانند دشمن یا بدتر از آن باشد؟

➖ حق با شماست. باور کردنی نیست.
اما متاسفانه تعداد چنین والدینی کم نیست.

عادت کنیم از یادگیری لذت ببریم.

سیدرضا تهامی

برسابه هوسپیان، پیشگام آموزش پیش‌دبستانی در ایران

🔻 سربلند و عاشق

در طول‌ عمر نود و چهار ساله‌اش‌، سربلند و عاشق‌ زندگی‌ کرد، سربلند و عاشق‌ نیز از جهان‌ رفت‌، هر چند سالهای‌ آخر عمر را به‌سختی‌ گذراند.

🔻 پیشتاز آموزش کودکستانی

برسابه هوسپیان نخستین کودکستان ایران را در دورانی تاسیس کرد که هنوز نظام آموزشی ایران برای کودکان بزرگتر در آغاز شکل‌گیری بود.
و با آن‌که هنوز دهه‌ها وقت نیاز بود تا لذت بردن از یادگیری به عنوان بستر و زمینه‌ی آموزش نوین مطرح شود، نوباوگان کودکستان برسابه آن چه را ارائه می‌شد با لذت یاد می‌گرفتند و سرمست از شادی و نشاط می‌شدند.

🔻 غوطه در دریای دانش و هنر

برسابه‌ هوسپیان‌ مدتها قبل‌ از دریافت‌ امتیاز کودکستان‌ هنرپیشه‌ تئاتر بود و با معزالدین‌ فکری‌، نعمت‌اله‌ شیبانی‌، کلنل‌ وزیری‌،نوشین‌ و لرتا همکاری‌ می‌کرد. وی‌ در طول‌ عمر پر بار خود بسیار سفر کرد و دنیا را دید. برسابه‌ که‌ تشنه‌ آگاهی‌ بود در این‌ سفرها دوره‌های‌ مختلف‌ را گذراند و به‌ دیدار موسیو تزارک‌، خانم‌ مونته‌سوری‌، دکتر پیاژه‌، خانم‌ کلاپارِت‌ و بسیاری‌ دیگر از مربیان‌ مشهور جهان‌ رفت‌ و در کلاس‌ها و دوره‌های‌ آموزش‌ معلمی‌ و مدیریت‌ آنها نشست‌.
در فعالیت‌های‌ اجتماعی‌ برسابه‌ هوسپیان‌ همواره‌ زنی‌ پیشتاز و پیشرو بود و از کوشندگان‌ و مبارزان‌ حقوق‌ زنان‌ به شمار می‌رفت‌ و در سازمان‌های‌ گوناگون‌ خیریه‌ عضویت‌ داشت‌. در کارنامه‌ فعالیت‌های‌ آموزشی‌ و فرهنگی‌ برسابه‌ هوسپیان‌ چندین‌ مدال‌ سپاس‌ و افتخار نیز ثبت‌ شده‌ است‌.

🔻 پایان زندگی ظاهری، پایان کار نیست

خانم‌ برسابه‌ دو سال‌ بعد از انقلاب‌ – پس‌ از نیم‌ قرن‌ کار خستگی‌ناپذیر معلمی‌ و مدیریت‌ – بازنشسته‌ شد ولی‌ آرام‌ ننشست ‌و تورهای‌ سفری‌ راه‌ انداخت‌.
هوسپیان‌ پس‌ از آمدن‌ به‌ امریکا سالها به‌ تنهایی‌ در گلندل‌ زندگی‌ کرد و اواخر عمر خود را، علیرغم عشقی که به ایران و کودکان آن داشت، نه در ایران که به ناچار در امریکا سپری کرد و در سال ۱۳۷۸ هجری شمسی در آن کشور بدرود حیات گفت.
اما پایان زندگی ظاهری، پایان کار نیست. صدها و صدها مرکز و هزاران و هزاران نفر راه او را می‌روند و از ثمره‌ی کار او بهره می‌برند، اگرچه خود ندانند که چه کسانی آجرهای بنای رفیعی بودند که هر روز بزرگ‌تر می‌شود

🔻 وقتی …

وقتی در نشر دبستانک آموزش می‌دهیم که: عادت کنیم از یادگیری لذت ببریم،
وقتی کتاب به کتاب و ردیف به ردیف، پازل آموزشی دبستانک را روی هم می چینیم
وقتی سعی می‌کنیم ارتباط‌های عمودی و افقی علوم مختلف را کشف و از آن استفاده کنیم
وقتی الگوی آموزشی جدید دبستانک را در میدان تجربه جلا می‌دهیم
و …
همواره دست گرم برسابه و سایر عاشقان ایران را بر شانه
و دعای خیر و پرکت آنان را در حمایت از خود احساس می‌کنیم

شعر «زن ناب» را هم به روح شاد او تقدیم می‌کنیم

👇👇👇

🌿 زنِ ناب

او که خواندن را خواند
با دلی عاشق ماند

ماند و با ما خندید
قرن را یک‌سره دید

دید دستان جهالت پرور
که نخواهند سرایی بهتر

لیک از پا ننشست
درِ نومیدی بست

عطر نوشین را داشت
و چه گل‌هایی کاشت

کاشت اما نه برای چیدن
دید اما نه به خود بالیدن

او، افق، در پس پلکش روشن
تا کند میهن خود را گلشن

او بدانست که ما منتظریم
گرچه دانست که از یاد بریم

ولی آمد و هزاران دل برد
خون دل از هدرِ حاصل خورد

کودکستان دلم شد از او
تا همیشه، به ترنم، خوش‌بو

او جهان را به جهانم افزود
تا شدم خرم و شاد و مسعود

او یکی بود ز صدها اخگر
که شد آیینه‌وش و روشنگر

نامشان روز دگر با زر ناب
بنویسیم که پایان شد خواب

سیدرضا تهامی

آیا کتاب «دختر گل» فقط برای دخترهاست؟

🔻 تاکید بر آموزش مهارت‌ها

کتاب «دختر گل» از مجموعه‌ی زیست‌محیطی زندگی بهتر را در مطلب «انواع مهارت‌های زندگی با دختر گل» معرفی کردیم. همان‌طور که از عنوان آن مطلب مشخص است توجه و تاکید نویسنده و نشر دبستانک در آن کتاب آموزش مهارت‌های گوناگون است که فهرست آن‌ها در سه دسته در همان مطلب معرفی شد. ۱۲ مهارت اجتماعی و رفتاری، ۹ مهارت علوم و بهداشت و تربیت بدنی و پنج مهارت ریاضی و هنر و زبان.
یعنی «دختر گل» به عنوان یک کتاب کودک، علاوه بر داستانی و آهنگین و ریتمیک بودن، کارکرد مهمی نیز آموزش مهارت‌های مختلف زندگی دارد.

🔻 کتاب کودک، نه کتاب دختران یا پسران

نکته‌ی جالبی که در این میان وجود دارد و غالبا به صورت سوال مطرح می‌شود این است که به دلیل نام کتاب، برخی گمان می‌برند که این کتاب کودک، یک کتاب دخترانه است و مخاطبانش نیز دختران ۵ تا ۸ ساله هستند.
این‌طور نیست. در خود کتاب هم به صراحت اشاره شده است که ویژگی‌های مورد بحث هم برای دختران گل است و هم برای پسران گل.

🔻 هم دخترانه، هم پسرانه

در واقع کارهایی که دختر گل در این داستان می‌کند یا درباره‌ی او گفته می‌شود نه دخترانه است و نه پسرانه.
هر دختر یا پسر آگاه مودبی می‌تواند همانند دختر گل، در برابر لطمه زدن به محیط‌زیست بایستد و راه درست را یادآور شود.
بنابراین این کتاب کودک، هم دخترانه است و هم پسرانه.

🔷 اگر مطلب مورد اشاره در مورد این کتاب را نخوانده‌اید توصیه می‌کنیم نگاهی به آن بیندازید.


چه کنم فرزندم خودش مشتاق یاد گرفتن شود؟

🔻 شکلات

سوال بالا را می‌شود با یک سوال جواب داد.
در مورد شکلات چه‌کار کرده‌اید که فرزندتان علاقه‌‌مند به شکلات شده است؟
تقریبا اکثر کودکان علاقه‌مند به شکلات هستند و خیلی هم زیاد علاقه‌مندند. هیچ کاری هم لازم نبوده برای علاقه‌مند شدنشان به شکلات انجام دهید. چون شکلات شیرین و خوشمزه است.

🔻 شرطِ شکلاتی

پس نخستین کار این است که موضوع یادگیری باید برایش شیرین و لذت‌بخش باشد. در آن صورت نیازی نیست برای مشتاق شدن او شما کارهای عجیب و غریبی انجام دهید.

🔻 علاقه‌مندی‌های خانوادگی

به طور طبیعی و بستگی به ویژگی‌هایی که در هر خانواده وجود دارد، کودکان به چیزهایی علاقه‌مند می‌شوند و دنبال انجام آن‌ها هستند. مثلا در یک خانواده، فوتبال محور اکثر صحبت‌ها و وقت‌گذرانی‌هاست. در چنین خانواده‌هایی کودکان به همه‌ی ملزومات فوتبال هم علاقه‌مند می‌شوند که در راس آن ‌ها توپ است. در همه جا از اتاق و حیاط گرفته تا پارک و خیابان هم می‌خواهند دنبال توپ بدوند.
یا در بسیاری خانواده‌ها، نماز خواندن و به طور کلی انجام مراسم عبادی، به گونه‌ای انجام می‌شود که علاقه‌ی کودکان را برمی‌انگیزد و مدام دنبال تقلید از والدین و انجام کارها مثل آن‌ها هستند و از اولین سوال‌هایشان هم این است که چگونه وضو بگیریم؟ یا می‌خواهند دقیقا بدانند که چگونه نماز بخوانیم؟ و از این قبیل.
در هر دو مورد فوق و ده‌ها و صدها مورد دیگر، کودکان از همان ابتدا نسبت به انجام آن کارها احساس نیاز می‌کنند و همواره مشتاق به انجام آن‌ها هستند.

🔻 علاقه‌مندی به یادگیری نیز …

در مورد یادگیری علم و دانش و اصولا هر نوع یادگیری نیز همین‌گونه است و در مواردی بسیار قوی‌تر و پردامنه‌تر.
نیاز به یادگیری از همان نوزادی در بچه‌ها وجود دارد. خیلی هم مشتاق یادگیری هستند. اگر خرابش نکنیم همان‌طور می‌ماند و رشد می‌کند و آن‌ها همواره مشتاق یادگیری خواهند بود. همان‌طور که مشتاق غذا خوردن خواهند بود. همان‌طور که مشتاق آب خوردن خواهند بود. چون نیاز به غذا و آب مربوط به جسمشان است و به طور طبیعی وجود دارد. نیاز به یادگیری هم همین‌طور است. اگر چه ظاهرا مربوط به ذهنشان است اما در واقع مربوط به زندگی‌شان است و مثل آب و غذا می‌ماند. اگر ما خرابش نکنیم به همان صورت باقی می‌ماند.

🔻 دو عامل اشتیاق‌زا


بنابراین دو عامل باعث می‌شود فرزندمان خودش مشتاق یاد گرفتن باشد. یکی این‌که نیاز به یادگیری کند و احساس نیاز داشته باشد و یکی هم این‌که آن چیزی که می‌خواهد یاد بگیرد جذاب باشد. مثل شکلات که شیرین و خوشمزه است.
موارد یاد گرفتنی هم باید شیرین و خوشمزه باشد. نمی‌شود که یک چیز تلخ دهید دست بچه و اسمش را بگذارید شکلات.
یک‌بار بخورد دیگر نمی‌خورد. حالا دائم هم بگویید این شکلات است. می‌گوید نمی‌خواهم.
موضوع یاد گرفتن هم مثل همین است. نمی‌توانیم به کودک بگوییم این دفعه لازم است باید این ‌را یاد بگیری. می‌گوید نمی‌خواهم. همان‌طور که یک شکلات قلابی را نمی‌خواهد. موارد یاد گرفتنی قلابی را هم نمی‌خواهد و پس می‌زند.

🔻دو عامل پرهیز

دو عامل نیز (و دقیقا در جهت عکس دو عامل شوق‌برانگیز) برای پرهیز کودک از یادگیری وجود دارد، یکی این‌که احساس نیاز نمی‌کند، یکی این‌که از ملزومات یادگیری بیزار شده است.
این بیزار شدن در مواردی به دلیل اجبار ماست که به زور می‌خواهیم به او چیزی یاد دهیم. شما شکلات را هم به زور به بچه دهید بعد از مدتی دیگر نمی‌خورد. در مواردی نیز به دلیل بیزارکننده بودن موضوع یا ملزومات یادگیری‌ست.

🔻اگر ما خرابش نکنیم

اگر ما احساس نیازش به یادگیری را خراب نکنیم و اگر موارد خوبی در اختیار داشته باشد، همیشه مشتاق یاد گرفتن خواهد بود. اگر اکنون احتیاج به یاد گرفتن ندارد و می‌خواهیم رفتار و درونیات او را اصلاح کنیم، ابتدا باید خودمان را اصلاح کنیم.
در مورد غذا خوردن هم می‌بینید خیلی از کودکان غذا نمی‌خورند و احساس نیاز ندارند. مادرش دورش می‌گردد که غذا را به زور در دهانش بگذارد. این نشان می‌دهد که رفتار این مادر در ارتباط و تعامل با کودکش غلط بوده است. وگرنه نیاز کودک به غذا خوردن که دیگر اظهرمن‌الشمس است و به طور طبیعی در کودک وجود دارد.
کودکانی نیز که مشتاق یادگیری نیستند احساس نیازشان با روش‌های غلط خراب شده است.

🔻کودک از نوزادی جوینده است

کودک وقتی به دنیا می‌آید از همان نوزادی به طور طبیعی می‌خواهد یاد بگیرد. به جست‌وجوی جهان می‌آید. می‌خواهد ببیند این چیست، آن چیست و مدام سوال می‌کند. سوال مشترک اکثر کودکان بسیار خردسال «این چیه؟» است، آن‌قدر زیاد که گاهی پدر و مادرها از کنجکاوی‌های بی‌حد بچه کلافه می‌شوند.
در حالی که جست‌وجوی کودک کاملا ضروری و نیز طبیعی‌ست والدین باید خونسرد و با حوصله به همه‌ی سوالاتش پاسخ دهند. قاعدتا اگر فرزندشان‌را دوست داشته باشند، که همه‌ی پدر مادرها دوست دارند، باید بخاطر فرزندشان به همه‌ی این سوال‌ها پاسخ دهند و به تدریج نیز که کودک بزرگ می‌شود این‌کار را ادامه داده و شکل‌های بهتری به آن دهند.

خب این برای مواقع و کودکانی‌ست که از اول درست و طبیعی بار آمده‌اند و پدران و مادران اندیشمندی داشته‌اند که توانسته‌اند درست با آن‌ها برخورد کنند، اما پدر و مادری که دچار کم‌کاری یا بدکاری شده است، به جایی رسیده که بچه‌اش دیگر احساس نیاز نمی‌‌‌‌‌‌کند‌.

🔻باید چه‌کار کنیم؟

دو نکته وجود دارد: یکی این‌‌که بچه احساس نیاز کند و این چیزی نیست که شما با دستورات مستقیم بتوانید به وجود بیاورید.
از آن‌جا که هر کودکی (حتی او که توی ذوقش زده‌اید) می‌خواهد سر در بیاورد در هر جایی چه‌خبر است، درباره‌ی چیزهای جذاب دنیا و چیزهای دور و اطراف محیط با همسرتان و دیگران صحبت کنید، کودک خودش علاقه‌مند می‌شود که پیگیری کند و این احساس نیاز کم کم رشد می‌کند.
اما نکته‌ی مهم این است که کودک لذت ببرد، باید کاری کنید که از یاد گرفتن لذت ببرد. مثل شکلات، به همان شیرینی و به همان جذابیت.

🔷 شعار ما در دبستانک چنین است: عادت کنیم از یاد گرفتن لذت ببریم.

اگر بتوانیم این شعار را در عمل اجرا کنیم این مشکل حل می‌شود. باید کاری کنیم و بستری فراهم کنیم که کتاب کودک و ابزاری که در اختیار کودک قرار می‌گیرد، جذاب و دوست‌داشتنی باشد.

نویسنده: سیدرضا تهامی


مطالب پربازدید دبستانک

۱۰ کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس اول

کتاب تقویت روخوانی کلاس اول

تقویت درک مطلب دبستانی ها

بهترین کتاب روانخوانی اول دبستان

خرید کتاب کودک

۴ کتاب تقویت درک مطلب کلاس اول

تقویت درک مطلب دبستانی ها

جدول کودکانه برای اول تا ششم دبستان

فلسفیدن برای اول تا ششم دبستان

روانخوانی کلاس اول

شاهنامه کودکان

چه کارکنم فرزندم کتابخوان شود؟

این سوال به نحوی مطرح میشود که انگار کار بسیار سختی است. در حالی که اگر شما بخواهید فرزندتان کتابخوان شود، بسیار راحت می‌توانید انجامش دهید.

🔻 به راحتی نوشیدن یک لیوان آب

هیچ کاری آسان تر، بهتر و البته لذت‌بخش‌تر از این شاید نباشد که بخواهید فرزندتان کتابخوان شود. خیلی راحت است. مثل نوشیدن یک لیوان آب. به همان راحتی که یک لیوان آب را می‌‌توانید بنوشید، می‌توانید فرزندتان را هم کتابخوان کنید.
البته هر کار آسانی از جمله همین آب نوشیدن به چیزهایی احتیاج دارد. به یک لیوان احتیاج داریم. به آب که جریان پیدا کند. در این صورت است که می‌توانیم لیوان را پر از آب کنیم، بشینیم و بنوشیم و لذت ببریم.
یعنی اگر لیوان باشد آب هم باشد، نوشیدن آب خیلی راحت است. کتابخوان شدن فرزندتان هم به همین راحتی است.

🔻 ابتدا خودتان

در اینجا خودتان همان لیوان آب هستید. آیا خودتان کتابخوان هستید؟
فرزند شما چندساعت در روز یا شب، شما را در حال کتاب خواندن و مطالعه میبیند؟
نمی‌شود خودتان کتابخوان نباشید اما انتظار داشته باشید فرزندتان کمبود شما را در این زمینه جبران کند. بنابراین ابتدا خودتان سعی کنید کتابخوان باشید. کودکی که پدر و مادرش را در حال مطالعه‌ی مداوم نبیند، خیلی سخت کتابخوان می‌شود. نه این‌که اصلا امکان ندارد. عده ای از بچه‌ها هستند که حتی اگر پدر و مادرشان کتابخوان نباشند بخاطر تاثیراتی که از اطراف میگیرند، کتابخوان میشوند. اما تعدادشان خیلی کم است و کتابخوان شدنشان هم سخت است.
در حالی که کتابخوان شدن بچه‌هایی که هر روز و شب، ساعت‌ها پدر و مادرشان را در حال خواندن می‌بینند، خیلی راحت است.

🔻 همراهی کودک با مادر و پدر

این مسئله فقط درباره‌ی کتابخوانی نیست، در مورد هر شغل یا هر هدفی صدق میکند. به ‌طور ‌مثال احمدرضا عابدزاده دروازه‌بان اسبق تیم‌ملی فوتبال است که چند ماه پیش تولد پنجاه سالگی‌اش بود. کسانی که سال ۷۶ و قبل از آن‌را به خاطر دارند و فوتبالی هستند و مسائل فوتبالی پیگیری میکردند هشتم آذر ۷۶ را یادشان است.
خوش‌ترین روز فوتبال‌دوستان ایرانی در کل تاریخ فوتبال ایران. روزی که ایران در استرالیا توانست به موفقیت برسد و یکی از پایه‌های اصلی آن موفقیت احمدرضاعابدزاده بود.

حالا این چه ربطی به کتابخوانی دارد؟ احمدرضا عابدزاده که آن روز عقاب آسیا نام گرفت، دومین دروازه‌بان ایرانی بود که این عنوان را پیدا می‌کرد. اولین عقاب ایرانی ناصرحجازی بود. گلبرگ مغرور فوتبال ایران که متاسفانه خیلی زود از میان ما رفت.
عابدزاده از همان موقع، قبل از این‌که خیلی مشهور باشد و بعدها نیز که خیلی مشهور شد، همیشه زمان تمرین و مسابقه فرزندش را با خودش می‌آورد. امیر پسر احمدرضا عابدزاده از کودکی همیشه پدرش را در حال تمرین، ورزش و دروازه‌بانی دیده است. بنابراین خیلی طبیعی بود که امیرعابدزاده نیز مایل باشد دروازه‌بان شود.
می‌دید که پدرش چه‌قدر خوب دروازه‌بانی می‌کند و مردم چه‌قدر دوستش‌دارند. به‌خاطر این و به‌خاطر اخلاق و منشش، او هم دوست داشت دروازه‌بان شود و شد. اکنون عجیب نیست که امیرعابدزاده یکی از بهترین دروازه‌بانان مطرح در لیگ پرتغال باشد. چندی پیش هم باز به تیم،ملی ایران دعوت شد.
بسیار قانونمند است که بچه‌ی عقاب، عقاب شود. فرزند آدم کتابخوان هم دقیقا کتابخوان میشود.
بنابراین اگر می‌خواهیم فرزندتان کتابخوان شود باید خودمان کتاب بخوانیم.

🔻 فضاسازی

کتاب خوان شدن پدر و مادرها شرط لازمی است و خیلی هم لازم است اما کافی نیست.
لازم است که عرصه‌ی خانه و محل رفت و آمدمان را هم مملو از کتاب و کتابخوانی کنیم. خیلی هم راحت است. همچنین بهترست هر جایی که همراه فرزندتان می‌روید، سعی کنید دنبال کتاب خوب بگردید تا او نیز عادت کند و یاد بگیرد کتاب‌های خوب را جستجو کند. حتی در خرید آنلاین کتاب کودک از سایت کتاب کودک نیز او را با خود همراه کنید.

🔻 جست و جو: شرط مهمِ کتاب خوان شدن

جست‌وجوی کتاب کودک عاملی است که یک کودک را به سوی کتابخوانی سوق می‌دهد. البته نه این که مثل بعضی از مراکز به اصطلاح فرهنگی و آموزشی در نقش دایه‌های مهربان‌تر از مادر، لیست کتاب‌های مناسب معرفی کنیم. کودک با این سیستم توجه و این پرورش گلخانه‌ای کتابخوان نمیشود. کتابخوان کسی است که خودش می‌گردد و آن چیزی را که می‌خواهد می‌جورد و پیدا می‌کند.

ممکن است بعضی کتابهایی هم که انتخاب می‌کند از دید خودش مناسب نباشد و بعد پشیمان شود. اصلا عیبی ندارد. چون همین کار روند معیارها و متر تشخیص فرزندتان را تقویت می‌کند.

🔻 بگذارید خودش متوجه شود

نکته‌ی دیگر که مهم است: وقتی شما دارید کتاب می خوانید، کتابهایی در زمینه‌هایی است که کودک نه آشنایی دارد و نه اطلاعات زیاد. نه همیشه، اما معمولا این‌طور است. می‌آید از شما میپرسد این چه کتابی است؟ چه می‌گویید؟
وقتی می بیند شما کتاب می خوانید او هم به آن کتاب علاقه‌مند می‌شود. بچه باید جست‌وجو کند. بنابراین نباید توی ذوقش بزنیم و بگوییم این کتاب مناسب تو نیست هر زمان بزرگ شدی بخوان. باید سعی کنیم تا جایی که می‌توانیم موضوع همان کتاب را ساده و مختصر برایش توضیح دهیم. ممکن است زمانی که توضیح می دهیم چیزی از توضیحات ما متوجه نشود. عیبی ندارد خودش درک می کند که الان وقت مناسبی برای خواندن این کتاب نیست. به جای این‌که شما بگویید، بگذارید خودش متوجه شود ولی این مسئله نیز به صورت یک انگیزه به انگیزه‌های دیگر کمک می کند که زودتر کاری کند تا بتواند کتابهایی که شما می‌خوانید او هم بخواند.

🔻 ساعت‌های کتابخوانی

یکی از کارهای دیگری که می‌‌تواند به کتابخوان شدن فرزندتان کمک کند، گذاشتن ساعت‌های کتابخوانی در منزل یا محل کار است.به شرطی که خودتان هم اجرایش کنید. مثل خود کتاب خواندن می‌ماند. نمی‌شود شما برنامه بگذارید اما در آن وقت خودتان به کار دیگری مشغول باشید.
اولا برنامه باید معقول باشد. ثانیا خودتان باید اجرایش کنید. ثالثا و مهم‌تر این‌که مطلقا نباید بگویید ساعت کتابخوانی است و چرا نشسته‌ای و فلان کار را میکنی؟ خودتان در آن ساعت بنشینید و مشغول کتاب خواندن شوید. اگر دارد تلویزیون تماشا میکند بگویید کمی صدایش را کم کن. دارم کتاب می‌خوانم. این قضیه نه حتما در دفعات اول و دوم اما زمانی‌که تکرار شود او ‌را هم به تبعیت از شما وامی‌دارد. بدون این‌که اجباری در کار باشد.

🔻 شیرین مثل شکلات

شما نه در مورد کتابخوانی بلکه در هر مورد دیگری وقتی دوست دارید فرزندتان چیزی یاد بگیرد یا روشی انجام دهد، یا رفتاری داشته باشد باید آن کار، موضوع و روند را برای کودک جذاب کنید. مانند شکلات خوردن.
آیا نیازیست به فرزندتان بگویید شکلاتت را بخور وقتش است؟ بنابراین برای چیزهای دیگر هم که شما میخواهید فرزندتان انجام دهد: کتابخوان شود، درسخوان شود و هر چیزی که میخواهید باشد، باید آن کار را برایش شیرین و لذت‌بخش کنید. راه دیگری ندارد. وقت مطالعه در منزل را نیز باید به شکل یک شکلات شیرین دربیاورید.

🔻 وسعت دادن به عرصه‌ی جست‌وجو

تا جایی که می‌توانید سعی کنید عرصه‌ی جست‌وجوی او را برای کتاب کودک وسیع‌تر کنید. جست‌وجوی کتاب کودک توسط خود فرزندتان شرط اصلی کتابخوان شدنش است.
حضور کتاب کودک را در خانه تا جایی که ممکن است زیاد کنید و تا جایی که می‌توانید از کتابخانه‌های محله‌تان هم استفاده کنید و همیشه کودک را همراه خودتان ببرید. چه وقتی که برای خودتان دنبال کتاب هستید چه برای او. بگذارید چشم فرزندتان به دیدن قفسه‌ی بزرگ با کتاب‌های زیاد عادت کند. وقتی رخدادهای پس از آن شیرین باشد، دیدن کتابخانه برایش لذت‌بخش خواهد بود و به صورت عادتی پسندیده درمی‌آید.
این کارها را باید به نحوی انجام دهید که بدون اجبار باشد تا به شکل یک عادت دربیاید.

عادت خیلی بالاتر از عشق است، عادت همان عشقی است که جایگاه خودش را پیدا کرده است.
عشق به مطالعه، عشق به فرهنگ هم وقتی در جان و روان انسان‌‌‌‌‌ها تجلی پیدا می‌کند که از زمان کودکی شروع شده باشد و تبدیل به عادت شده باشد.

🔻 خوشبختی در تکرار چنین خواسته ای ست

و ابراز مسرت می کنیم از این که چنین سوالی این همه پرتکرار است یعنی خیلی از پدر و مادرها این شوق و ذوق را میگویند و دوست دارند که فرزندشان کتابخوان شود و دنبال راه هایش می گردند. اما چه این شرایط را عمل کنند، چه نکنند، فرزندشان کتابخوان بشود یا نشود، همین که این حجم وسیع مردم این هجمه‌ی وسیع به سوی کتابخوان شدن فرزندشان را دارند نقطه قوت خیلی خوبی است که نشان می‌دهد به رغم همه‌ی منفی‌بافی‌هایی که توسط خودتحقیران انجام می‌شود، اکثر مردم ایران فردای بهتر خودشان را در رشد فرهنگ می‌بینند نه در چیزهای‌دیگر.

🔷 دو توصیه

➖ از هزینه کردن برای کتاب نترسید. همه چیز گران شده است. کتاب‌ هم گران شده است و پرداخت بهای یک جلد کتاب کودک هم برای اکثر مردم سنگین است. اما خیلی از هزینه‌های سنگین را هم به هر صورت داریم انجام میدهیم و جلو میرویم، کتاب را هم در این مجموعه در نظر داشته باشید و بدانید ‌نوعی سرمایه‌گذاری است که دارد صورت میگیرد.
چه قبلا که کتاب ارزان بود چه الان که کتاب گران شده است. قیمت یک کتاب معادل یا کمتر از خیلی کارهایی است که انجام می‌دهیم و به اندازه‌ی کتاب هم مهم نیستند. سعی کنیم تا جایی که در توانمان است هر چند وقت یک کتاب برای فرزندمان البته با انتخاب خودش بخریم و این ‌را به شکل یک عادت دربیاوریم.

➖ تاکید اصلی این است که فرزندتان خود باید دنبال کتاب باشد و خودش باید انتخاب کند اما معنی‌اش این نیست که اگر سوال کرد که این کتاب بهتر است یا آن کتاب؟ شما بگویید نمی‌دانم خودت انتخاب کن.
شما به هر حال مقدار محدودی پول دارید و به او می‌گویید من این مقدار می‌توانم کتاب کودک بخرم. خودت انتخاب کن و درباره‌ی کتاب‌ها توضیح دهید تا آن جایی که خودتان می‌فهمید.
به خاطر این‌که کمی با شرایط گرانی مقابله کنیم پیشنهاد می‌کنم به جز بعضی کتاب‌هایی که دوست دارد همیشه در دسترسش باشد، بقیه‌ی کتابهایی را که دنبالش است از کتابخانه ها تامین کنیم و نیز هرچه می‌خوانیم می‌توانیم هدیه دهیم و هدیه بگیریم.


مطالب پربازدید دبستانک

۱۰ کتاب برای تقویت روانخوانی کلاس اول

کتاب تقویت روخوانی کلاس اول

تقویت درک مطلب دبستانی ها

بهترین کتاب روانخوانی اول دبستان

خرید کتاب کودک

۴ کتاب تقویت درک مطلب کلاس اول

تقویت درک مطلب دبستانی ها

جدول کودکانه برای اول تا ششم دبستان

فلسفیدن برای اول تا ششم دبستان

روانخوانی کلاس اول

شاهنامه کودکان